تحقیق معماری نئوکلاسیک

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 33 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 6 |
تحقیق معماری نئوکلاسیک
معماری نئوکلاسیک Neoclassical architecture
فلسفه و تمدن کلاسیک یونان و روم باستان شالوده فکری و اجتماعی تمدن مغرب زمین را تشکیل می دهد و طی دوهزار سال گذشته همواره فلسفه کلاسیک در بینش ذهنی وکالبد فیزیکی تمدن غرب مشهود بوده است. معماری غرب نیز از این امر مستثنا نبوده ومعماری کلاسیک پیوسته در کلیه تاریخ مغرب زمین مطرح بوده است.
کلاسیک که در پی بیش از نیم قرن تفوق معماری مدرن از اوایل اخیر مورد بی توجهی نسبی قرار گرفته بود، به تدریج بعد از انتقاداتی که به سبک مدرن شد، خصوصا بعد از نمایشگاهی در لندن به نام نابودی خانه های حومه شهر در سال 1975، مجددا به صورت یک سبک مهم که می تواند پاسخگوی نیازهای جامعه امروزی باشد مطرح شد.
معماران نئو کلاسیک همچون معماران پست مدرن توجه به گذشته دارند ولی یک اختلاف عمده بین این دو دیدگاه نسبت به تاریخ وجود دارد. معماری پست مدرن در پی هویت انسان است و تاریخ هر قوم و ملتی از نظرآنها عنوان بخشی از هویت آن ملت تلقی می شود. لذا آنها تاریخ فرهنگی و کالبدی وهمچنین دستور زبان معماری هر قومی را در معماری خود در هر منطقه نمایش می دهند.منتها این نمایش به صورت تقلید از موارد فوق نیست، بلکه آنچه که به هویت یک ملت مربوط است در ساختمان های آنها به روز در می آید و بر اساس شرایط زمانی و مکانی به صورت جدید و امروزی شده ظاهر می شود. لذا معماران پست مدرن در تغییر دادن تناسبات، رنگ ها و عملکردهای نمادهای تاریخی به خود تردید راه نمی دهند.
ولی معماران نئوکلاسیک همچون کوینلن تری انگلیسی (یکی از مهم ترین نظریه پردازان سبک نئوکلاسیک) معتقدند که " نظم های کلاسیک الهاماتی آسمانی و مقدس هستند " پس تغییر دادن آنهاصحیح نیست و هر تغییری در آنها باعث تبدیل شدن کمال به نقصان می شود. آنها دلیل جاودانگی معماری کلاسیک را همین می دانند. از نظر معماران نئوکلاسیک، سبک پست مدرن یک مد است زیرا در این سبک اصول جاودانه معماری کلاسیک با طبع، نظر و منطق زمینی تغییر داده شده است.
معماران نئوکلاسیک، سبک مدرن را نیز سبکی قابل قبول نمی دانند، چنانچه کوینلن تری گفته: "مدرنیسم پرهیز از هر روشی است که کارکرد داشته است." لذا معماران نئوکلاسیک، گذشته و خصوصا معماری کلاسیک را منبع الهام خود می دانند و معماری کلاسیک و یا سنتی را به همان گونه که از نظر کالبدی بوده،برای احتیاجات امروزه طراحی می کنند. منتها باید توجه داشت که در داخل این فرم های تاریخی، کلیه وسایل رفاهی امروزی تدارک دیده شده است.
معماری و نوسازی - مراحل گسترش شهر مشهد 30 ص

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 33 |
معماری و نوسازی - مراحل گسترش شهر مشهد
پیش از آنکه حضرت رضا (ع) در سال 203 هجری قمری شهید و در این محل مدفون شوند و نام مشهد پیدا شود در مجاور آن شهری قدیمی به نام نوغان وجود داشت که مرکز ولایت تاریخی و مهم توس بود . بدان سبب والیان توس در نوغان مستقر می شدند . حمید بن قحطبه از والیان توس در سال 159 قمری درگذشت امّا کاخ و باغ وی همچنان دایر و آباد بود تا اینکه خلیفه هارون الرشید در سال 193 هجری به هنگام سفر به خراسان در آن مستقر شد و درگذشت چون جسد هارون الرشید را درباغ حمیدبن قحطبه دفن کردند قبّه و بقعه ای بر روی مدفن وی ساخته شد که به بقعه هارونی شهرت یافت . ده سال پس از مرگ هارون نیز حضرت رضا (ع) توسط مأمون در نوغان شهید شد و به امر و صلاح دید وی در همان بقعة هارونی به خاک سپرده شد . از آن پس به محل مزبور مشهد گفته شد . بدین سان هستةاولیة شهر کنونی مشهد درسال 203 قمری در مجاور شهر قدیمی نوغان شکل گرفت . بنابراین هرچند مشهد با این نام قدمتی هزارودویست ساله دارد امّا شاخه ای نورسته از ریشةقدیمی به نام نوغان است که عمر آن به مراتب بیش از هزار و دویست سال است . اگر دو واقعة مرگ هارون الرشید و شهادت حضرت رضا (ع) در نوغان توس روی نمی داد نوغان به مشهد کنونی تبدیل نمی شد و شاید دومین شهر کشور نمی گردید . حال باید دید مقر شهر مشهد شایستگی احداث شهری چنین بزرگ را داشته است . این شهر در دشتی حاصلخیز میان دو رشته کوه پرآب به نامهای هزارمسجد ( در شمال ) و بینالود ( در جنوب ) در کنار رودخانه ای به نام کشف رود واقع شده است . دشت مزبور که حدود هفده هزار کیلومتر مربع وسعت دارد حوضةآبریز کشف رود را تشکیل می دهد و از دیرباز به ولایت توس شهرت داشته است . سرچشمةکشف رود درکنایش رادکان واقع در 70 کیلومتری شمال غرب مشهد قرار دارد . کشف رود از حدود یک فرسنگی شمال مشهد می گذرد و در محل پل خاتون واقع در جنوب شرق سرخس ، به فاصلة تقریباًصدو پنجاه کیلومتری مشرق مشهد ، به هریود می پیوندد .
بنابراین مشهد در بدو امر در حاشیة رودخانه ای پرآب واقع بوده ، امّا به سبب آنکه بستر کشف رود در ارتفاعی کمتراز مقر مشهد جریان دارد . دسترسی به آب آن برای اهالی شهر به سادگی مقدور نبوده است . بدین سبب اغلب روستاهای مجاور شهر و هم خود نوغان و مشهد از آغاز تا اوایل قرن حاضر عموماً با قنات مشروب می شده اند . این امر سبب شده است تا پس از پیدایش مشهد و روی آوردن سادات و شیعیان به سوی آن با کمبود آب روبرو شود و در نهایت مرکزیت توس را از اوایل سدةچهارم هجری از دست بدهد . در قرون بعد نیز هرگاه جمعیت شهر به سببی رو به افزایش گذاشته اولین معضل آن کمبود آب بوده است که اکنون نیز یکی از مهمترین کمبودهای مشهد آب شرب آن است . امّا از نظر سلامت هوا ، مشهد دارای چنان آب و هوایی بوده که عوماً گفته می شده است در این شهر طاعون شیوع نخواهد یافت . همچنین از نظر زلزله ، مشهد در محلی امن و بدون گسل قرارگرفته به گونه ای که در عمر 1200 ساله آن تنها یک زلزله نسبتاً مهم در آن روی داده که مرکز آن هم شهر نیشابور بوده است .
به جز آنچه گذشت مشهد بر سر بزرگترین شاهراه ارتباطی خراسان ، یعنی جاده ابریشم و در میانة شهرها و ولایات مهمی چون توس ، نیشابور ، هرات ، جام ، خبوشان ( قوچان ) و دشت خاوران ( شهرهای نسا و ابیورد ) و قلعةکلات واقع بوده که امتیاز مثبت مهمی برای آن محسوب می شده است .
مراحل گسترش شهر مشهد :
در اوایل سدة ششم هجری میان شهر سنّی نشین تابران و شهر شیعه نشین مشهد نزاع شدیدی درگرفت به گونه ایک ه در سال 510 هجری قمری اهالی تابران به مشهد حمله کردند و در پی آن اولین حصار باری این شهر احداث گردید . در سال 807 هنگامی که شاهرخ بن امیرتیمور به جای پدر نشست و هرات را مرکز حکومت خویش کرد شهر مشهد را مورد توجه ویژه قرارداد و در صدد عمران آن برآمد . همسر وی گوهرشاد نیز با احداث مسجد جامع گوهرشاد در این شهر عملاً آن را به دومین شهر قلمرو همسرش تبدیل کرد . چون این عنایتها سبب فزونی جمعیت مشهد و کمبود آب در آن گردید امی علیشیر نوائی در اواخر سدةنهم آب چشمة گُلَسب توس را باهمت شخصی به مشهد منتقل کرد و آن را مدتی از ضایعه کم آبی رهانید . در سال 860 هجری قمری بابرین بایسنقر گورکانی که به مرض صعب العلاجی مبتلا بود ا زهزات به مشهد آمد و پس از زیارت و توسل به حضرت رضا (ع) شفا یافت و او کلمة « مقدس » را بعد ازنام مشهد افزود و از آن زمان به بعد این شهر به مشهد مقدس شهرت یافت .
حملة مکرّر ازبکها به خراسان در نیمة اول سدة دهم سبب شد تا فرزند و جانشین شاه اسماعیل یعنی شاه تهماسب در حدود سال 940 قمری اقدام به احداث بارویی نو برای مشهد نماید ، که حدود چهارصد سال عمر کرد و تا زمان ما باقی ماند.
چون حملات ازبکها به خراسان در تمام سدة دهم بی وقفه ادامه داشت ، آنها در سال 997 مشهد را متصرف شدند و تعداد کثیری از اهالی آن را کشتند . امّا به ابنیه تاریخی صدمه ای نزدند . ده سال بعد شاه عباس جوان ایشان را زا خراسان راند و کمی بعد( سال 1010 ) از اصفهان پیاده به زیارت مشهد آمد و این شهر رامهمترین کانون زیارتی کشور کرد . این عنایتها سبب افزایش جمعیت مشهد و زائران آن شد و دیگر بار شهر را با کمبود آب روبرو ساخت. بدان سبب شاه عباس ، خیابانی در مشهد احداث کرد و آب چشمه گلسب را به ضمیمه آب چند قنات وارد خیابان مزبور کرد و موقوفاتی هم به آن اختصاص داد . این اولین مداخلة جدی دریافت کالبدی مرکز شهر مشهد بود که تأثیرات قابل ملاحظه ای در سمت گیری توسعة آتی شهر مشهد برجا نهاد .این خیابان با الهام از خیابان چهارباغ عباسی اصفهان از دروازة جادة قوچان تا دروازة جادةسرخس با عرض زیاد و چشم انداز زیبایی از حرم مطهر نیز در حاشیةمرکزی آن قرار داشت ، ایجاد شد .
در توصیف خیابان شیراز ی نوشته انگلیسیان چنین آمده است :
” خیابان را می توان مشخص ترین منظره نقشه زمینی شهر دانست که از شمال غرب تا گوشة جنوب شرق آن امتداد می یابد . تمام طول آن، اندکی کمتر از 2 مایل ( 3 کیلومتر ) و عرض آن 25 یارد ( 23 متر ) است . سطح خیابان سنگفرش شدهاست و قدری پایین تر از نیمه خیابان ، نهر آبی جریان دارد که آب آن برای هر منظوری که بتوان فکرش را کرد مورد استفاده ساکنین شهر قرار می گیرد و در حاشیه اش درختانی از نوع چنار ، توت و تبریزی با فاصلة نامنظم غرس شده است . علاوه براین دو طرف خیابان با یک ردیف تیرهای فرسوده ، چراغهای روشنایی و مغازه های مختلف تزئی شده است . این خیابان در طول روز و در ساعات کسب وکار پر از جمعیت از طبقات مختلف ، از اهالی شهر و یا زواری است که وارد شهر شده اند . لکن به علت عرض کم خیابان تقریباً 3/2 طول آن تا انتهای شمال غرب با میزان رفت و آمد انبوه جمعیت متناسب نیست و در عین حال یک گذرگاه سرپوشیده ، محدودة حرم و اماکن موقوفه و بست را زا یکدیگر جدا می سازد . از این گذرگاه بجز مسلمانان و حیوانات بارکش بقیه مردم و وسائل نقلیه دیگر ، اجازة عبور و مرور ندارند . اجرای این مقررات به قدری جدی است که اگر حیوانی وارد منطقه ممنوعه شود به نفع دارایی بیوتات حرم مطهر مصادره می شود . همة رفت و آمد ها در اینجا اجباراً به کوچه های باریکی ، که محلة اماکن مقدسه را دور می زند رانده می شود و از آنجا دوباره به سمت خیابان که در جنوب شرقی بست واقع شده هدایت می گردد .”
همچنین در جای دیگر گفته شده است که :
” بجز خیابان ، معابر مشهد چیزی وسیعتر از کوچه هایی با دیوارهای بلند گلی نیست . معابر اصلی به صورت نامنظمی سنگفرش شده اند .”
همچنین به منظور بازرسی و وصول عوارض کالاهای وارداتی به شهر در دوازه های عیدگاه و بالا خیابان ، پستهایی دایرشده و ورود کالاها از سایر دروازه ها ممنوع است . باروی شهر دارای شش دروازه بوده که به شرح زیر است :
نام دروازه | محل احداث | نام دروازه | محل احداث |
بالا خیابان سراسب ارگ | شمال غرب شهر غرب جنوب غرب | عیدگاه پایین خیابان نوغان | جنوب جنوب شرق شمال شرق |
مداخلة صفویه در ایجاد محور بالا خیابان و پایین خیابان و تدارک رشد خطی شهر حول محور مذکور بعدها با تقویت مراکز اداری میدان شهدا و ایجاد محور جدید دیگری به موازات آن ( خیابان بهار ) حرکت عمومی شهر را به سمت غرب تشدید کرد . در سال 1307 هجری شمسی در زمان رضا شاه فلکه وسیعی در اطراف حرم با عرض خیابانی حدود 30متر در دورآن احداث و به نام فلکة شمالی و جنوبی نامیده شد . خیابان اصلی مشهد که درآن تاریخ خیابان نادری (شیرازی ) نامیده می شد ، تعریض و خیابان تهران ( بلوار حضرت امام رضا «ع» ) ، خیابان طبرسی و خیابان نواب صفوی ( پایین خیابان ) و خیابان شیرازی( بالاخیابان ) بصورت چهارخیابان اصلی در مرکز شهر ایجاد شد .
یکی از پرتنش ترین مداخله ها در زمینه تغییر چهرة مرکز این شهر عبارت بود از تخریب ابنیه اطراف حرم مطهر در سال 1345 و ایجاد فضای سبز در این محدوده در مطالعات طرح یاد شده که از سوی مهندسان مشاور بور بور و همکاران تهیه شده است در مورد بافت مرکزی مشهد چنین آمده است :
” بافت شهرسازی اطراف حرم مطهر حضرت رضا (ع) از لحاظ تاریخی جالب توجه نیست و بازمانده قسمت هایی طرح ریزی نشدهاست که در اطراف اماکن مذهبی به واسطه امنیت بیشتر به صورت خودرو در قدیم به وجود آمده است و به واسطة وضع نامطلوب ساختمانی آنها مرتباً مورد نوسازی قراگرفته اند . لذا با وجود قدمت مجموعه مرکزی ساختمانها و بافت اطراف آن هیچگونه ارزش تاریخی ندارد .”
مجله هنر و معماری شماره 20 در خصوص فرآیند این طرح گزارش زیر را ارائه می دهد :
” یکی از مهم ترین پیشنهادهای این طرح این است که برای اولین بار در ایران نوسازی مرکز شهر به صورتی اجرا خواهد شد که در آمد آن نه تنها جوابگوی هزینه اش می باشد بلکه درآمد اضافی هم خواهد داشت و این روش به صورتی تنظیم شده که هزینه خرید زمین ها ، ساختمانها و سرقفلی به قیمت واقعی روز پرداخت گردد و هیچ نوع اجحاف و یا درخواست کمک مالی چه از اشخاص و چه از دولت نگردد .”
در اردیبهشت سال 54 برنامه تخریب بناهای اطراف فلکه حرم مطهر تا شعاع وسیعی به مرحلة عمل درآمد . پیاده شدن این برنامه که از تغییرات عمده در سطح شهرمشهد است چهره مرکز قدیمی آن را بکلی دگرگون کرد .
شکل گرفتن هرجزءاز مجموعه و نحوة استقرار آن در پیوند با شهر در تمامیت آن مطرح بوده است . بازارها و بخصوص شاخة اصلی آن ( بازار بزرگ ) که تا قلب و هسته مجموعه نفوذ می کرده است و رابطه آن با صحن ها و مسجد جامع گوهرشاد و بستهای بالا خیابان و پایین خیابان و ارتباط کالبدی آن با مجموعه ای از عناصر و ویژگیهای بسیارمهم معمارانه و شهرسازی محل بوده است . چنانکه ارتباط بازارها ، بستها و صحنها را با یکدیگر در نظر بگیریم مشاهده می نماییم که چه طور یک تداوم وحرکتی از فضایی به فضای دیگر وجود داشته است . بازار قدیمی و بستها اجزاء جدایی ناپذیر مجموعه واحدهای وابسته به بناهای مذهبی بوده اند . این اجزا در رابطه با صحن ها در تداوم و حتی تشدید کارکرد یکدیگر سهم بسزائی داشته اند . و در نهایت جریان داشتن زندگی را نشان می داده اند.
مردم پس از گذشتن از فضای باز فلکه به فضای خاص بستها وارد می شدند و سپس با عبور از سرپوشیده ها بداخل صحنها میرسیدند و یا با گذشتن از مسیر بازارها آمادگی کامل را برای ورود به محوطه صحن حرم مطهر و انجام زیارت پیدا می کرده اند . اینمسیر در هر حال شکل و روحیه خود را در فکر مردم مشهد و زوار در طول سالها تثبیت کرده بود . پس از این تخریب وسیع که شامل بسیاری آثار قدیمی نیز بود ناحیه وسیعی خالی گردید که تبدیل به فضای سبز شد . بدنه های خارجی بناها نماسازی مجدد شد و دیوار بلندی در دور فلکه ب طاقنماهای آجری شکل گرفت که فلکه را از منطقه اطراف آن جدا می کرد . پس از این اقدامات مجموعه بازار رضا با 2081 واحد مغازه را در کنار میدان بیت المقدس فعلی با یک معماری نامناسب و روی محور خیابان طوس که یک شاخه از خیابان کمربندی عبوری بافت قدیمی برای کاهش حجم تردد ترافیک در فلکه بود ایجاد شد . آنچه که ایجاد شده بود از فضای بزرگ و وسیع اطراف مجموعه بجای مانده و دیوار دور فلکه تا بازار رضا و نماسازی کاذب دوطرف خیابان تهران که تعریض شده بود در مجموع سیما و روحیه ای متفاوت و غریبه نسبت به مکان به وجود آورد .
اثرات و پیامدهای تخریب را باید در زمینه های فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی آن جستجوکرد .
اینبرنامه در تمام طول زمان شکل گیری و پیاده شدن آن با مقاومتهایی از طرف مردم روبرو بود ولی با اعمال زور انجام گردید و چنان اثری در ذهن مردم بجای گذاشت که در سالهای بعد بنحو آشکاری جلوگیری کننده از هر تخریب در رابطه با کل شهر مانند تعریض خیابانهای اطراف و مانند آن می تواند باشد . آنچه که در قبال تخریب بناها به مالکین آن پرداخت شد جبران خسارت وارده را نکرده است و کسبه ای که توانایی پرداخت سرقفلی در مجموعة جدید بازار رضا را نداشتند نتوانستند در محل بکار خود ادامه دهند . یکی از مهترین پیامدهای این تخریب از بین رفتن دههاواحد و مغازه صنایع دستی شهر بود که در بسیاری موارد حتی به محوآن حرفه که با فرهنگ و اقتصاد شهر در رابطه بود انجامید .
نکته بارز معماری که در کل مجموعه اطراف بناهای حرم مطهر وجود داشت ارتباط فضاهای خارجی و داخلی از طریق فضاهای میانی و عناصر تشکیل دهندة آن بود و این باعث می شد که مردم در حرکت خود بعد مسافت را احساس نکنند در حالیکه پس از تخریب مردمی که از خیابانهای اطراف وارد فلکه جدید می شدند تمامی مجموعه را به یکباره میدیدند و با گذشتن از بعد بزرگ فلکه جدید به فضاهای داخلی قدم می گذاشتند . فضای سبز یک شکل و یکنواخت اطراف نیز به تنهایی هیچگونه روحیه خاصی که لازمة این مکان بود به وجود نمی آوردبلکه جدائی از محیط را نیز تشدید می کرد . این سیما و روحیه جدید در نهایت ، با موجودیت شهرسازی و معماری مجموعه مذهبی و تاریخی متناقض بود .
تحقیق معماری منظر

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 74 |
تحقیق معماری منظر
مقدمه این نخستین بار است که به گونهای تخصصی به معرفی حیطههایی که «معماری منظر» را در بر میگیرد، پرداخته میشود. بدین لحاظ از قانون عام خطاپذیر بودن، بویژه در تجربة اول نمیتوان مستثنا بود. محتوای این مقاله ضمن توجه به پارهای از مطالب نو در معماری منظر، مطالب مقدماتی این حرفه را نیز در بر دارد. از این رو بخشی از مطالب به بیان مفاهیم معماری منظر میپردازند، و بخشی دیگر پا فراتر میگذارند. یکی از موضوعهایی که در این عصر نگرانیهای جدیای به دنبال داشته است، رابطة رو به زوال انسان و طبیعت است. طبیعی که به سان گاهوارهای، انسان را در خود جای میداد، اینک به طرزی غریب جایگاه و منزلت معنوی پیشین خود را از دست داده است. از نظر بسیاری از اندیشمندان، هم زمان با پیشرفتهای فنآوری، از زمین به عنوان منبع اصلی تأمین نیازها استفاده شد و این آغازی بود بر آنچه امروزه انسان را احاطه کرده است. انکشانی که بر سراسر فنآوری جدید حاکم است، خصلت در افتادن، به معنای تعرض را دارد. به گونهای که انرژی نهفته در طبیعت، اکتشاف شده و حبس میگردد (هایدگر). شعر و ادبیات و فلسفه، در حقیقت نمود بیرونی روح انسان و اجتماع انسانی است و جامعة انسانی را به وحدت اجزای طبیعت و کل هستی مرتبط میسازد (استوارت، 2000). از این رو تلاش برای ارتباطی از این است با طبیعت نیز حائز اهمیت است. از جمله این تلاشهای هنری، میتوان به جنبشهای اواخر دهة 1960 اشاره کرد. موجی از توجههای هنرمندان به طبیعت و زمین، نهفتی با عنوان هنر زمینی یا Land Art را بوجود آوردند که به اسامی مختلفی همچون Nature Art. Earth works خوانده شدند. این گروه از هنرمندان، زمین و طبیعت را به مثابة بوم خود قلمداد میکردند و سعی در انکشان آن داشتند. در این گرایش، توجه به مفاهیم و مضامین طبیعت برپایة برداشتهای شخصی انجام میپذیرد. معماری منظر از این تلاشها در رهیافتهای آنان، اثر پذیرفته است. موج دیگری از توجهها نسبت به منظر و محیط، نگاهی توأم با فلسفة طبیعت است. در این نگاه، بوم شناسی (ecology) ارتباط تنگاتنگی با فلسفة بوم نهاد ecophilosophy پیدا میکند. این رویکرد در مراحلی، اخلاقگرایی در طبیعت را پیش میکشد. در دهة 1970، پروفسور مایان مک هارگ چنین مطرح کرد که منظر (Landscape) در واقع نظامی بوم شناختی و متکی بر عدد مل محیطی، نظیر زمین شناسی، حیات گیاهی، حیات جانوری، کاربری زمین و جزء آن است. پژوهشگران این عرصه، تمایل به ایجاد ارتباطی عقلانی با ذات و سرشت بوم و طبیعت دارند. آنها درصدد جستجو برای دستیابی به منطقیترین الگو برای درک طبیعتاند. معمای منظر، پیش از هر حرفة طراحی محیطی، حرفهای در حل پیشرفت است. معماری منظر یکی از متنوعترین حرفههای طراحی است. در دهة 1920، طراحی شهری به عنوان حرفهای مستقل با برنامهها و سازمانهای خاص خود از معماری و معماری منظر جدا شد. اما با وجود این، معماری منظر به مثابة نیرویی عمده در برنامهریزی و طراحی شهری همچنان به قوت خود باقی ماند و به پیشرفت خود ادامه داد. به طوری که در اواخر قرن بیستم به دشواری میشد آن را با چند اصطلاح ساده توصیف کرد، زیرا دامنة این حرفه بسیار وسیع و پروژههای آن بسیار متنوع گشته بود. طراحی منظر، یعنی هستة تاریخی این حرفه که به طراحی بر جزئیات فضاهای باز برای فضاهای مسکون، تجاری، صنعتی، نهادی و همگانی میپردازد. طراحی منظر مستلزم برخورد با سایت به مثابه هنر، ایجاد تعادل بین سطوح سخت و نرم در فضاهای بیرونی و داخلی است. اگر چه انسان از نخستین گامهای حرکت و فعالیت خود در عرصة محیط برای ایجاد محیط مناسب زیست ـ چه در فضاهای بسته و چه باز ـ با توجه به میزان شناخت خود، در برخورد با عناصر محیط با تعمق برخورد کرده است و تدابیر او همواره در قالب مصلحت اندیشی و نگاه بد جوانب موضوع انجام گرفته است، اما این تدابیر تا صد و پنجاه سال پیش، به عنوان دانشی نظاممند وجود نداشت. از اواخر قرن 19 (نوزدهم) به دلیل تغییر شرایط مناسب انسان در عرصة محیط، ناشی از انقلابهای صنعتی، او دریافت که در ادامة حرکت و ایجاد تغییر در شکل و نظام محیط پیرامونی خویش، باید به نگاهی منسجم و نظاممند مسلح باشد و توجه بیشتر به برخی مسائل نو و تجدیدنظر در مناسبات کهن خود با عناصر پیرامونیاش را مد نظر قرار دهد. در طول حدود یکصد و پنجاه سال که از عمر پیدایش معماری منظر میگذرد، حوزة فعالیت و نقش و کارکرد این رشته بتدریج شفافتر و مشخصتر شده است. با وجود این، تعاریف متفاوتی نیز از آن به دست داده شده، که هر کدام در جای خود با توجه به دیدگاههای تخصصی مربوط، بیانگر مفاهیم و ارتباط ویژهای با مقولة طراحی منظر و به عنوان مبنای آن دیدگاه قابل توجه است. ریچارد مویر (Richard muir) در مقدمة کتاب خود با عنوان Approaches to the landscape به این موضوع اشاره دارد که با وجود بررسیها و کارهای زیادی که دربارة معماری منظر انجام گرفته، این رشته به مثابه درختی به نظر میرسد که شاخههای زیادی دارد و از بدنة اصلی آن، دیدگاهها و نگرشهای متفاوت جوانهزده و رشد کردهاند. او ضمن جمعآوری دیدگاههای متفاوت دربارة مفهوم و آموزش منظر، به دو دیدگاه عمدة کارشناسانه اشاره میکند، دیدگاهی بر زمینههای تاریخی، جمعیتی و مسایل اجتماعی و فرهنگی در تماس و تداخل با طبیعت تکیه دارد، و دیدگاه دیگر، ریشه در جوانب جغرافیای انسانی و بازتاب عناصر طبیعی و جغرافیایی در سایر علوم دارد. که بعدها، پیرامون این گروه به مباحث زیبایی شناسی منظر و نمادگرایی متمایل شدند و جریان فکری معینی را بوجود آوردند. معماری منظر ناشی است که به فضای بیرونی ـ چه از دیدگاه محیط زیست و طبیعت، چه از دیدگاه رابطة آن با زندگی انسان، و چه از دیدگاه هنر و زیبایی شناسی ـ میپردازد. برای آشنایی بیشتر با ابعاد این دانش، آشنایی بیشتری با ادبیات و فرهنگ واژگانی که در این زمینه رواج دارد، مورد نیاز است. در عین حال، لازم به توضیح است که واژة معادل Landscape در فارسی از لحاظ مفهومی چندان جا نیافتاده است، به همین دلیل ضروری است که پیش از ورود به مباحث اصلی و کلیدی، مفاهیم اولیة مربوط، مورد بررسی و مطالعة بیشتر قرار گیرد. در این زمینه، به ترتیب به تشریح واژگانی از این مبحث پرداخته میشود. نخستین بار واژة Landscape Architecture در کتابی از Gilbert Laning moson که در سال 1827 منتشر شد، برای توصیف معماری منظر یک تابلوی نقاشی ایتالیایی به کار رفت. پس از آن تا مدتها از این واژه استفاده به عمل نیامد تا اینکه در سال 1858 فردریک لاالمستد و کالوروو، در مسابقة طراحی سنترال پارک Central Park نیویورک برنده شدند. این دو نفر خود را به عنوان معمار منظر (Landscape Architect) معرفی کردند. این مفهوم بتدریج تا سال 1899 یعنی 41 سال بعد جایگاه خود را پیدا کرد. در طول تاریخ، بشر در پی تسلط بر طبیعت بوده است. بشری که در ابتدا در اندیشة ساختن سرپناهی ساده بود، با تداوم زمان و با بوجود آمدن ارتباطات جمعی، به ساختن شهرها و کشورها پرداخت. هرچند طبیعت به میزان علاقة ما خود را به ما مینمایاند. تعریف محیط و منظر اصل واژة محیط و منظر، همان لاندشافت (Landschaft) آلمانی است، به معنی مجموعة کوچکی از بناها و به صورت تمرکز انسانها (هم بصورت فیزیکی و هم بصورت روانی) محصور در دایرهای از چراگاهها یا فضای کشت و کار شده که با طبیعت بکر احاطه شده است، اما اعتقاد دارد که اساس انسان ـ خدایی این تعریف و تفکیک انسان و طبیعت در آن، نظریههای امروزی ویژگی همبستة واقعیت و یکپارچگی انسان و طبیعت، یا تعریفهای امروزه از حروفة طراحی محیط و منطقه را به درستی نشان نمیدهد. برعکس، و در تعریف امروزی آن، محیط و منظر به صورت واژهای جامعترین میشود، که طبیعت بکر و شهر ساخته شده، هر دو را در بردارد. طبیعت بکر، محیط و منظر طبیعی بوده حومة شهر، محیط و منظر حومه است و مرکز شهر محیط و منظر شهری را بیان میکند. انسان مخلوق منحصر بفردی است. دارای استعدادهایی است که او را از سایر جانوران متمایز میسازد. به همین دلیل برخلاف آنها، او تنها یک پیکر در محیط و منظر نیست، بلکه به محیط و منظر شکل میدهد. او با جسم و روح به کاوش در طبیعت میپردازد، جانوری حاضر در همه جاست که در هیچ قارهای، خانهای نیافت و در همه جا، خود آن را میسازد (برونوفسکی 1973 ـ Bronowski) خاتمه: در آغاز، محتوای متصور، بیان «اندیشههای نو در معماری منظر» بود. اما با بررسیها و مشورتها و نیز با توجه به سابقة این حرفه در کشور، چنین بنظر رسید که اندیشه و رویکردهای نو در این رشته، در داخل و خارج از کشور متفاوت است. در داخل هنوز بسیاری از مفاهیمی که این رشته را در بر میگیرد. جای خود را باز نکرده است. لذا توجه نکردن به ظرفیتهای علمی ـ حرفهای داخل، چه بسا نابخردانه بود. بنابراین محتوای این مقاله ضمن توجه به پارهاز مطالب نو در معماری منظر، مطالب مقدماتی این حرفه را نیز در برداشت. معماری منظر ـ به عنوان حرفهای میان رشتهای ـ مسئولیت توجه به فضاهای باز را ر حوزة سکونتگاههای بشری برعهده دارد. حضور در محیطهای باز و ارتباط با آن، کیفیت ممتازی است که نمیتوان آن را در فضاهای بسته حوزة معماری تجربه کرد این کیفیت پیوندی ناگسستنی با سرشت و طبیعت انسان دارد. شماری از نوشتهها، در زمینة نقش کلیدی معماری منظر در تنظیم رابطة صحیح میان انسان و محیط پیرامون وجود دارند که ابعاد گسترده و متنوع این موضوع را تشریح میکند. اینک، با گذشت زمان، این حرفه هویتی اجتماعی نیز به خود پذیرفته است، بطوری که امروزه پردیسها و باغهای خصوصی عهد گذشته، معماری منظر در تعامل تنگاتنگی با عرصههای اجتماعی و فضاهای شهری به سر میبرد. ارتقای کیفی زندگی اجتماعی، یکی از مشغلههای جدی معماری منظر به شمار میرود. این امر در شرایطی است که مناظر عمدتاً برای گذراندن اوقات فراغت در نظر گرفته میشوند. چیزی که نقشی در شکلگیری شخصیت فردی و اجتماعی آدمها در بر دارد. بدین لحاظ، چنین چیزی میتواند بستر و زمینهساز رشد کیفی جامعه باشد. بطور کلی، معماری منظر، نه تنها از دیدگاهی علمی، بلکه با دیدی جامع بر دیگر حوزههای شناخت نیز متکی است. اسالت این حرفه، نه تنها بهبود کیفیت محیط زیست انسان است، بلکه به فلسفه دهنه نیز رو میآورد و سلی در اجماع آرای آنها در کار خویش دارد. خاستگاه حرفة معماری منظر امروز را میتوان در برخوردهای اولیه با فضای باز از سوی فرهنگهای باستانی، از ایران و مصر گرفته تا یونان و روم دریایی کرد. در طول رنسانس، علاقه به فضای باز، که در طول قرون وسطی به تدریج تضعیف شده بود، با نتایج عالی در ایتالیا احیاء شد و موجب پدید آمدن ویلاها و باغهای پر زرق و برق و میدانهای باز بزرگ شد. در سالهای بعد، در آغاز قرن نوزدهم، حرفة معماری منظر گسترش یافت ، و نقش مهمی را در برآوردن نیاز رو به رشد به محیطهای شهری خوب برنامه ریزی شده و خوب طراحی شده ایفا کرد. جنبههای اجتماعی و رفتاری طراحی منظر، بر بعد انسانی طراحی، نظیر طراحی نیازهای ویژة افراد مسن یا معلول معطوف میکند. این حوزة کار مستلزم آموزش پیشرفته در علوم انسانی، نظیر روانشناسی رفتاری، جامعهشناسی، سردم شناسی و اقتصاد است. زمینههای بررسی، ارزیابی طرح محیطهای موجود، ادراکهای محیطی و تأثیرات محیطها بر سردم را در برمیگیرد. به هر حال سالهای پیش رو، نوید دستاوردها و چالشهایی جدید برای این حرفة همواره در حال گسترش را میدهند. با روز به روز مهمتر شدن نگرانیهای زیست محیطی، باید از معماران منظر خواست که تخصصشان را به کار گیرند تا به حل مسائل پیچیده کمک کنند. ریچارد مویر دربارة ضرورت توجه به آموزش منظر (Landscape) چنین مینویسد: علی رغم بررسی و تحقیقات فراوانی که گروههای پژوهشی در انگلستان و آمریکا (مجلة Landscape)داشتهاند، هنوز نظام تدوین شدهای برای آموزش منظر با روش معین و تعریف دپارتمان دانشگاهی ویژه برای آن وجود ندارد.
آنچه از مضمون نوشتة مویر برداشت میتوان کرد، وجود نگرشها و تلقیهای گوناگون از مفهوم و اهمیت دیدگاههای متفاوت در این زمینه است. نکتة دیگر در همین زمینه، عدم شکلگیری و یا استحکام مبانی نظری و تئوری ثابت و مورد تأیید اکثر صاحبنظران در عرصة معماری منظر است. با وجود تمامی این دیدگاهها، آنچه امروز به عنوان حوزة طراحی و معماری منظر لازم است مورد توجه قرار گیرد، بیشترین تأیید در بازتاب نقش طراحی و ساختار معماری فضای باز در ارتباط، با محیط است که پوشش و چهارچوب مشخصی را با جامعیت و انعطافپذیری بیشتر بیان میدارد و تعاریف آن نیز گویای جوانب این امر است. از اثرات قابل توجه انسان بر محیط، جنبههای فرهنگی است. تاریخ از تغییراتی که بشر بر محیط وارد میآورد، سخن میگوید و خرد به تعریفی، قابلیت پاسخگویی و تطبیق با محیط است. نگرش جامعة ما در حیطة رابطة بین انسان و طبیعت و متعاقباً شیوة استفاده از زمین و طراحی بناها، مانند بسیاری از جوامع غربی براساس اعتقاد به غلبة انسان بر طبیعت پایهگذاری شده است. موضوع فلسفی دستیابی به معنی زندگی و علل خلق انسان در ارتباط با طبیعت به دور از گرفتاریهای روزمره ـ از پایههای اصل اعتقادات منظر است. تعریف و ادراک فضایی با عوامل فرهنگی و محیطی تغییر میکند. هدف بید ایجاد حس گوناگونی در فضا باشد، این گوناگونی فضایی پاسخگوی گوناگونی نیازهای بشر است. غلبه انسان برطبیعت، استنباطی ناقص در نگرش به عرصة طبیعی و نحوة برخورد با آن است و در از بین بردن کیفیت محیط زیست در تاریخ معاصر نقش اساسی داشته است. و تدوین دیدگاهی نو را براساس محافظت از کیفیتی که متضمن زندگی سالم و غنی انسانها باشد و انسان را جزء لاینفک طبیعت بداند، برای ادامة حیات بشر ضروری است. میتوان ظرفیت منظر را برای کار تولیدی اندازهگرفت و میتوان منظر را بگونهای برنامهریزی کرد که استفاده و بهرهوری کارآمدی آن به حداکثر برسد. بهرهوری منظر را میتوان تحت عناوین زیر در نظر گرفت: تولید اکسیژن جذب دیاکسید کربن، چاره اندیشی برای زمینهای بار، تولید غذا، تولید چوب، تنوع حیات وحش، جابجایی منابع، توان بالقوة انرژی، منابع تفریحی، محیط سالم، کیفیت افزودة زندگی، ارزش افزودة اقتصادی، توان اشتغال و . . . منظرها همچنین میتوانند از مردم و ساختمانها محافظت کنند. تعدیل اقلیم و سرپناه، جذب آلودگی، جلوگیری از سیل، ایمنی، نگهداری از سیمای تاریخی و طبیعیت، غربال عناصر غیرمطلوب، تدارک چارچوبی برای ابتکار عملهای برنامهریزی و اقتصادی. بطور معمول منظرها با کیفیتهای بصری و زیباشناختی شان در ذهن تداعی میشوند اما به ندرت کیفیتهای دیگر آنها همچون حال و هوا و ویژگی، جذابیت حسی، تداعی فرهنگی، تحریک قوای ذهنی، واکنش غریزی در ذهن تداعی میشوند. اجزای تشکیل دهندة منظرهای جذاب، نشانهای فرهنگی را در درون منظرهای تولیدی و منظرهای محافظ جدید بدست میدهند. اینها کانون اجتماعات در درون این شبکة منظر بوم شناختی هستند. رویکرد ما در طراحی منظر عبارت است از شناسایی موضوعات کلیدی مهندسی و محیطی که باید در مراحل بحرانی اولیه تجزیه و تحلیل شوند، تا بتوانیم در مورد فر کلی پروژهة پیشنهادی تصمیمگیری کنیم. منظرهای آینده را تنها براساس ارزش سیاسی، بصری، یا حتی پولی شان نخواهند سنجید. این منظرها براساس پتانسیل بوم شناختی ذاتی و پایداری جریانهای انرژی موجود در هر سایت، محدوده یا بوم شناخت معین سنجیده خواهند شد. فضاهای باز شهری و همگانی به عنوان عرصههای اصلی استفاده کنندگان عام در حوزة معماری منظر قرار دارند. تأمین خلوت و کنترل قلمرو مکانی در طراحی محیط، اهمیت ویژهای دارد زیرا بعضی از نیازهای اساسی انسان از قبیل هویت و انگیزش و امنیت از این طریق ارضاءپذیر هستند. هویت که در مدل مارلو مترادف نیاز به احساس تعلق و عزت نفس و خودشکوفایی در نظر گرفته شده، عامل ایجاد شناسه برای فرد و تعیین نقش او در جامعه است. در رابطة انسان و محیط، متغیرهای شخصیتی و اجتماعی و فرهنگی نیز نقش مهمی دارند که باید به درستی شناخته تحلیل و درک شوند. عاقبت نسل حاضر میراثدار آثار سوء دخالت بشر در زمین و طبیعت شده است. اشتباهات بشر در طول تاریخ، در عرصههای متفاوت، زیانهای جبرانناپذیری را از خود برجای گذارده است. بشر همواره برای دستیابی به شرایط بهتر زیستن، درصد بهرهجویی از منابع طبیعی و موجود در زمین بوده است. زمین به عنوان بسته تمام فعالیتهای بشری، بسیاری از وقایع اتفاقیه را در درون خود ثبت کرده است، و برخی از آنچه که از این دست برجای مانده، عوارضی نامطلوب بربسته آن است. معماری منظر، امروزه میراث دار بخش عمدهای از عوارض برجای مانده از گذشتگان است. مردم معمولاً معماری منظر را به مثابه حرفهای در نظر میگیرند که تقریباً به طور کامل به طراحی باغها و پارکها و دیگر فضاهای باز همگانی مربوط است. در واقع، معماران منظر اغلب با باغبانان یا بستانکارها اشتباه گرفته میشوند. در حالی که طراحی باغها و پارکها جنبة مهمی از معماری منظر به شمار میآیند. این حرفه بسیار گستردهتر از آنچه که در اینجا ذکر شد میباشد.
تحقیق معماری معاصر ایران پهلوی دوم و بعد از انقلاب

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 21 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 23 |
معماری معاصر ایران پهلوی دوم و بعد از انقلاب
مقدمه
شروع معماری معاصر ایران را می توان از حدود سال 1300 به بعد دانست این زمان است که در اثر تحولات سیاسی و اجتماعی جریان زندگی اجتماعی و اقتصادی ایران تغییر کرد سیمای شهرهای ایران محول شد و بناهای لازم برای زندگی جدید مانند ادارات ، کارخانه ها ، بانکها ، ایستگاههای راه آهن ، دانشگاه و غیره و همچنین واحدها و مجموعه های مسکونی جدید در شهرها بوجود آمدند . این بناها برخلاف بناهای پیشین که معماران سنتی طراحی شده اند که در ابتدا غیر ایرانی بودند و بتدریج ایرانیانی که در مدارس معماری خارج از ایران تحصیل کرده بودند و به دنبال آن فارغ التحصیلان اولین مدرسه معماری در ایران در حدود سال 1320 نیز به آنها اضافه شدند . از همان ابتدا و از طراحی اولین آثار در معماری ایران دو جریان موازی هم پدید آمد یک جریان که هیچگونه توجهی به میراث فرهنگی گذشته ایران نداشت و جریانهای معماری معاصر جهان را با یک دوره تاخیر و به صورتی غیر ماهرانه تقلید می کرد و جریان دیگری که کوشش داشت هر چند سطحی اما رابطه خود را با معماری گذشته ایران باقی نگاه دارد . البته هر دوی این جریانها که تا به امروز در ایران ادامه دارند موفقیت چندانی بدست نیاوره اند . آن بخش از معماری که دنباله روی جریانهای معماری معاصر جهان بودند به علت عدم ارتباطی که با آن داشتند و با توجه به تاخیری که در انتقال مبانی و اصول این معماری به ایران صورت می گرفت و بالاخره به علت عدم تسلط بر این اصول و بد فهمی آن صرفا به تقلید ناشیانه جریانهای معماری معاصر جهان پرداختند و جریان دیگری که معماری گذشته ایران و پیوند با آن را مطرح می کرد نیز عمدتا به تقلید سطحی و ساده لوحانه و در مواردی زننده از معماری گذشته ایران بسنده کرد .
به طور کلی معماری ایران را در این دوران معاصر می توان به چند دوره تقسیم کرد :
آثار مهم معماری در دوره اول ( سالهای 1300 تا 1320 ) که پهلوی اول بر ایران حاکم بود عمدتا توسط حکومت ایجاد شدند توجه به معماری گذشته به صورت تکرار سطحی و ظاهری بناهای معماری ایران به خصوص در دوره های قبل از اسلام یعنی هخامنشی و ساسانی ظاهر می شد و این امر از خود بزرگ بینی حکومت ایران در آن زمان ناشی می شد که خود را وارث امپراتوریهای با عظمت گذشته ای می دانست بدین ترتیب ساختمانهای دولتی و بناهای عمومی که نمود تحکیم قدرت مرکزی و دولت بود بیشتر فضاها و میادین جای گرفتند که از ویژگیهای فضای شهری نئوکلاسیک بهره داشتند . در کنار این آثار کارهای معماری دیگری نیز بودند که به صورت التقاطی عناصری از معماری ایران بعد از اسلام را با عناصر وام گرفته شده از معماری اروپایی و در هم آمیخته بود به هر حال این آثار از نظر معماری منحط و فاقد ارزش بودند از آن جمله بانک ملی شهربانی ، پست و تلگراف و تلفن . بعد از جنگ جهانی دوم ایران آرام آرام به سوی شهر نشینی مدرن روی آورد . احداث خیابانهای سراسری و شبکه جدولی شهری بافت شهری سنتی را دچار دگرگونی کرد و قطعات مالکیت منظم و مستطیل شکل بوجود آورد با این تغییرات در شکل شهر به دوران معماری درون گرا با حیاط مرکزی پایان داده شد و معماران به الگوی تک بناهای جدید از یکدیگر روی آوردند و مسکن جدید از جانب از جانب گروه اجتماعی محدود و روشنفکر آن زمان ساخته می شد که می خواستند با آداب زندگی فرنگی زندگی کنند بخصوص در تهران این افراد متمکن متمایل به ترک مرکز مسکونی و تجاری شهر ( بازار و محله اطراف ) شدند و به تدریج خانه های خود را در شمال شهر در دامنه کوه البرز بنا نهادند . در اختیار داشتن قطعات بزرگ زمین و نبودن یک ساخت شهری پیشین برای شکل دادن به این قطعات بزرگ زمین موجب شد که محله های جدید تهران به صورت یک استخوان بندی شهری بلکه پیرو الگوی شبیه به حومه شهرهای آمریکا شکل گیرند . در واقع باید پذیرفت پس از به وجود آمدن محورهایی مانند خیابان امام خمینی و فردوسی و انقلاب مکانهای شهری موفقی که قادر باشند مرکزیت و خصوصیات ویژه ای برای تهران تامین کنند بوجود نیامد . مرکز شهر در محدوده ای که بین دو جمگ ایجاد شده بود باقی ماند و بخشهای مسکونی پراکنده در خارج آن شروع به شکل گرفتن کرد . در جریان این مهاجرت خطی به سمت دامنه البرز معماری تهران با مسئله تک خانه روبرو بود تکخانه ای که هیچگونه گفتگوی معمارانه با یک بافت شهری موجود در برابر خود نداشت .
از سالهای 1320 به بعد سیاست ایجاد فعالیت ساختمانی در شهرها جهت بالا بردن اشتغال از اولویت خاص برخوردار شد فعالیتهای ساختمانی مربوط به منازل توسط خود مردم ضرورت میگرفت لیکن فعالیتهای ساختمانی به عهده مشاوران خارجی یا آرشیتکتهای ایرانی فرنگ رفته انجام می گرفت که این گروه با انجام این کارها فرصتی یافتند تا افکار جدید خودشان را پیاده نمایند . معهذا آنچه به صورت حاوی تا قبل از فعالیت این گروه و حتی در اوائل فعالیت این معماران مشاهده می شود وجود راه حلهای جدید معماری در رابطه با تحولات موجود و رواج تقلیدهای صرف و بی محتوا از معماری دوران گذشته بود ولی رفته رفته رویکرد دیگری به معماری گذشته ایران روی آورد که از کیفیت بهتری برخوردار بود و صرفا به تقلید عناصر معماری گذشته ایران نمی پرداخت و کوشش می کرد که از عناصر معماری ایران به صورت سمبلیک ( نمادین ) استفاده کند و به جای تقلید عناصر این معماری از هندسه آن استفاده کند لکن نتایجی که این دوره معماری به دست داد نیز ارزش مهمی نبوده و ره به جائی نبرد . وارتان دیگر از نخستین معماران تحصیلکرده ایران در سال 1325 در مجله آرشیتکت این گونه اظهار می کند :
« راجع به مبارزه بین نسل جدید و قدیم باید گفت که این مبارزه در کلیه شئون زندگی و در هر موقع وجود داشته و خواهد داشت و انتخاب راه درست از این میان و انتخاب معماری مدرن و یا معماری سنتی فقط با در نظر گرفتن تمام عوامل موثر در معماری امکان پذیر می باشد با توجه به پیشرفتهائی که از نظر مصالح ساختمانی ، اسلوب بناسازی ، رعایت تناسب و اصل هماهنگی شکل ظاهری حجم دیوارها و ضخامت دیوارها صورت گرفته و شرایط فوق در حال حاضر تفاوت یافته است پذیرفتن عوامل فوق در معماری عصر حاضر درست به نظر نمی رسد این عصر ما را به تکاپو و امید دارد و اثرات آن در تمام شئون پیداست . در عین حال استفاده از اسلوب قدیم و مدرن نشان دادن آن توسط تزئینات زائد نیز مضحک می باشد و در صورت ادامه این روش می توان گفت که ما روح این قرن را نفهمیده ایم . در مورد اسلوب فعلی ساختمان می توان گفت که در پیدایش این اسلوب غیر از عوامل فرهنگی و زندگی اجتماعی پیشرفت صنعت و ظهور مصالح ساختمانی جدید از قبیل آهن و سیمان موثر بوده اند و استعمال سیمان در عمارت بتن آرمه کمک زیادی در به حقیقت پیوستن اسلوب جدید معماری نموده است از نمونه کارهائی که با این شیوه در این دوره انجام گرفته می توان هنرستان دختران ( کاروارطان ) را نام برد . »
غربی شدن و سبک بین المللی 1356-1321
هر چند معماران دوران مدرنیزاسیون در تهران تا حد زیادی مدیون کارکردگرایی معماری اروپایی هستند آغاز غربی شدن معماری اروپائی در تهران را می توان حدودا سال 1325 و ساختن وزارت مالیه به وسیله فروغی دانست . نمای اصلی این بنا به سبک بوزار است و جناحهای ساختمان کاملا سبک مدرن دارند . به دنبال ساخته شدن این بنا چندین بنای مدرنیستی برای اداره رایو و ایستگاههای قطار و نیز ادارات و بانکها طراحی شد .
بدین ترتیب بود که سیحون باک سپه مرکزی را با بتن و بدون تزئینات طراحی کرد ( 1332 ) فروغی و غیاثی ساختمان مدرنیستی مجلس سنا را طراحی کردند ( 1338 ) و ساختمان مرکزی شرکت ملی نفت ایران در سال 1340 بر اساس طرحهای اتحادیه و فرمانفرئیان ساخته شد . ساختمان شرکت ملی نفت ایران که تکنولوژی دال بتنی ساخته شده بیش از هر بنای دیگری تجسم پیروزی سبک بین المللی است که در سالهای بعد در ساختمان ادارات بی شماری به کار گرفته شد .
زیبا شناسی کارکردی و مهندسی در سازه هایی چون استادیوم ورزشی فرح آباد کار درویش (1345 ) نیز به چشم می خورد و تالار رودکی هم به سبک مدرنیستی توسط آفتاندالیان طراحی شد و در سال 1346 بنای آن به پایان رسید البته در پرداختهای فضای داخلی این بنا از موتیفهای زیگورات استفاده شده است وزارت کشاورزی ( فرمانفرمائیان 1345 ) هم ادامه دهنده همان سبک بین المللی است که ویژگی اصلی این بنا هاست . مشابه این سازه ها را در پایتخت های متعددی در جهان می توان یافت اما آنها را معماران تحصیلکرده غرب در تهران ساخته بودند . سبک بین المللی در آن دوره رواجی تام داشت و فرم از کارکرد تبعیت می کرد و روزبه روز بر تعداد بناهایی که به زیبایی شناسی مهندسی وفادار بودند افزوده می شد اما در همان زمان روند دیگری داشت در کنار روند بالا ظهور می کرد که همانا به دست دادن تعبیری دوباره از میراث معماری ایران در سازه های مدرن بود که معماران ایران تحصیلکرده وطن و خارج از کشور طراحی می کردند .
مدرنیسم ایرانی ( 1373- 1350 )
از سال 1350 به بعد که معماری مدرن سالهای آخر خود را می گذراند و اصولا در این معماری نیز یک جریان تاریخ گرا پدید آمده بود چنانچه قبلا ذکر شد چند معمار ایرانی نیز کوشیدند آثاری در پیوند با معماری گذشته ایران پدید آوردند که کیفیت بالاتری از آثار مشابه به پیش داشت لکن این آثار نیز روح و اصول معماری ایران را به درستی درک نکرده بودند و به خصوص اینکه در یک مرحله تکاملی نسبت به معماری گذشته ایران قرار نداشتند .
معماری این دوره با استفاده از تکنولوژیهای مدرن ساخت و زیبایی شناسی مدرنیستی درصد برآمدند تا تعبیری دیگری از معماری سنتی ایران به دست دهند شاید برجسته ترین بنا در میان نخستین بناهای به سبک مدرن ایرانی بنای یاد بود میدان آزادی باشد که امانت آنرا در سال 1350 طراحی کرد . طرح این بنا که به شکل تاق پیروزی ساخته شده از تاق کسری در تیسفون الهام گرفته که با بیانی مدرن با موتیفهای اسلامی همراه شده است .
در همین زمان « سردار افخمی » و شرکا تئاتر شهر ( 1350 ) را ساختند و الهامبخش
« داض » در طراحی موزهای هنرهای معاصر (1356 ) نیز معماری بوی کویر بود . طراحی مرکز بین المللی پژوهش مدیریت را اردلان در سال 1359 انجام داد که نقطه حرکتش معماری شهرهای کویری بود و در ساختمان (1359 ) امانت هم تعبیری دوباره از بازار دیده می شود این بنا در حال حاضر محل سازمان میراث فرهنگی است .
این روند به کارگیری معماری سنتی ایران در پلان ، نما ، تزئینات و کل پرداخت در چهارچوب زیبایی شناسی مدرن شاید مهمترین روند در تاریخ اخیر معماری باشد . تجلی آنرا می توان در کار دیبا در فرهنگسرای نیاوران هم دید و در کار فرمانفرمائیان در استادیوم آزادی ( 1353 ) در کار مظلوم در سازمان حج زیارت ( 1369 ) و نیز طرحهای اخیر برای کتابخانه ملک (1374 ) که آستان رضوی عهده دار آن شده است . این روند نشانگر احیای علاقه به تاریخ معماری کشور است و در آن زیبایی شناسی ایران با ذوقی مدرنیستی در هم آمیخته است .
پس از شروع جریان فرا مدرن ( Post Modern) در معماری جهان که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران همزمان بود دو موضوع به موازات هم دوره جدید معماری را در ایران به وجود آورد و یکی اینکه اصولا پس از پیروزی انقلاب معماران ایران سعی کردند معماری ایران را به سوی یک معماری با هویت مستقل و متکی بر میراث معماری گذشته خود هدایت کنند و دیگر اینکه مبانی نظری معماری فرامدرن نیز توجه جدی به معماری گذشته سرزمینها را مطرح می کرد این دو موضوع دست به دست هم دادند و آثاری در ایران به وجود آمدند که سبک و سلیقه معماری فرامدرن را با توجه به عناصر معماری گذشته ایران ( به خصوص معماری بعد از اسلام ) در خود داشتند لکن برخورد آنها به معماری گذشته ایران یک برخورد سطحی و ظاهری بود و عناصر کلیشه ای معماری فرامدرن نیز به وفور و به صورت تصنعی در این آثار به کار گرفته شده اند .
معماری مسکونی
تا پیش از دوره مدرن تحول سبکهای معماری به صورت کاملا مستقل از معماری مسکونی صورت می گرفت خانه سازی همواره مقوله ای مجزا از ساختن ابنیه خاص تلقی می شد اگر چه در ایران فاصله گونه شناسانه و سبک شناسانه ابنیه عمومی و خصوصی کمتر از کشورهای اروپایی مسکن معمولی کمتر مورد توجه معماران قرار می گرفت آزمایشگاه تجربه هایی که در زمینه هایی زیبایی شناسی ، سبک شناسی یا گونه شناسی صورت می گرفت بیشتر کلیساها ، کاخها و ابنیه عمومی مهم بود . در دوره معاصر و خصوصا معماری هم از زمان تاسیس دانشکده هنرهای زیبا تا امروز مقوله خانه سازی یکی از مباحث بسیار مهم معماری بوده است نیاز مدام به مسکن که یکی از مسائل مهم سیاسی و اجتماعی کشور را تشکیل می دهد گاه سبب می شود به این موضوع بیشتر از دید فنی اجرایی و کمی توجه شود تا از دید کیفی .
سبک معماری شیکاگو

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 2.289 مگا بایت |
| تعداد صفحات | 22 |
فایل بصورت پاورپوینت می باشد
ویژگیهای ساختمانهای مکتب شیکاگو
دلایل رشد مکتب شیکاگو
شرکت های سازنده پیرو مکتب شیکاگو
3 معمار مهم مکتب شیکاگو
فایل پاورپوینت 22 اسلاید