دانلود فایل های معماری

دانلود فایل های معماری

دانلود فایل های معماری

دانلود فایل های معماری

تاریخچه معماری ایران 30 ص

تاریخچه معماری ایران 30 ص

تاریخچه-معماری-ایران-30-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 29 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏1
‏فهرست مطالب
‏عنوان صفحه
‏چکیده 1
‏معماری ‏ایرانی 5
‏معماری پارسی 7
‏مشخصات شیوه پارسی 9
‏معماری پارتی 11
‏شیوه خراسانی‏ 11
‏شیوه رازی‏ 12
‏یادگارهای این شیوه‏ 15
‏شیوه آذری‏ 15
‏معماری اصفهانی 24
‏سفر نامه دیولافوا‏ 25
‏معماری معاصر ایران 27
‏منابع‏................................... 28
‏چکیده
‏شیوه های معماری ایران
‏ 
‏2
‏در ایران، اولین نمونه های هنر و معماری در منطقه "خرا سان" شکل گرفت. در این‏ ‏منطقه شاهد شکل گیری اولین شیوه معماری ایران پس از اسلام هستیم. این‏ ‏شیوه که به "خراسانی" یا"شبستانی" معروف گردید، در قرن اول هـ.ق از ابتدای‏ ‏پذیرش دین مبین اسلام از سوی ایرانیان آغاز گردید و تا دوره "آل بویه" و‏ ‏"دیلمیان"قرن چها رم هـ.ق ادامه پیدا کرد . در این شیوه ، نقشه مساجد از صدر‏ ‏اسلام الهام گرفت و مساجد به صورت "شبستانی " یا"چهل ستونی"بنا‏ ‏گشتند.قوس های به کار رفته در شیوه خراسانی به صورت"بیضی"و"تخم‏ ‏مرغی"است که از نمونه های پیشین آن میتوان به کاخ های ساسانی یعنی "فیروز‏ ‏آباد" و"طاق کسری"اشاره کرد.به طور کلی، معماری در شیوه بسیار ساده و خالی‏ ‏از هرگونه تکلف است و مصالحی که در این بناها به کار رفته ساده و ارزان قیمت‏ ‏می باشد. از مساجد این شیوه می توان به "مسجد جامع فهرج یزد"، "مسجد‏ ‏تاریخانه دامغان"،"، "مسجد جامع نائین"، "مسجد جامع تبریز" و "بنای اولیه مسجد‏ ‏جامع اصفهان"و"مقبره امیر اسماعیل سامانی" اشاره کرد .
‏3
‏در نیمه اول قرن پنجم هـ.ق، با تأسیس سلسله سلجوقیان، درخشان ترین دوره‏ ‏هنر اسلامی در ایران آغاز گردید.دراین دوره،شاهد اوج شیوه ای از معماری به نام‏ ‏"رازی" هستیم که از زمان سلسله "آل زیار" در شهر ری آغاز و تا حمله "مغولان‏" ‏ادامه پیدا کرد.در این زمان برج های آرامگاهی،مناره ها،مساجد،مدارس و کاروانسرا‏ ‏ها و موارد متنوع بسیاری احداث شدند.در این دوره تعداد برج مقبره ها و میل مناره‏ ‏ها از تعداد مساجد بیشتر شده.طرح های دایره،8گوش،6گوش،4گوش،مربع،مربع‏ ‏مستطیل در بناهای این دوره مورد استفاده قرار گرفت.میل های راهنما ،تبدیل‏ ‏مساجد شبستانی به بناهای "چهار ایوانی "در این دوره صورت گرفت.گنبدها نیز در انواع شکل های گوناگون در این دوره ساخته شدند ،مانندگنبدهای"گسته نار"‏ ‏"گسته ‏رک" "گنبد قابوس" "گنبد خاگی"و انواع گنبدهای"دوپوسته پیوسته".دراین‏ ‏شیوه بود که معماران از انواع "نقوش شکسته"و"گره سازی"با آجر و کاشی‏ ‏استفاده کردند.در این شیوه ساختمان از بنیاد و پای بست با"مصالح مرغوب"احداث‏ ‏میشد و خشت های پخته ی کوچک و بزرگ و نازک بستر نما را می آراست.درشیوه ی رازی قوس های جناغی در طاقنماها و طاقها عمومیت پیدا می کند.
‏مساجد معروفی چون "مسجد برسیان" در نزدیکی اصفهان، "مسجد جامع‏ ‏اردستان"، "مسجد جامع کبیر قز وین" و "مسجد جامع اصفهان" که بر روی شالوده‏ ‏های دوران "آل بویه" بنا گردید، از نمونه های این شیوه به شمار می روند. در اوایل‏ ‏قرن هفتم هـ.ق، با هجوم مغولان، بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله ایران به‏ ‏ویرانی کشیده شدند، اما چندی نگذشت که با تأسیس سلسله ایلخانیان، مغولان‏ ‏فرهنگ و سنتهای‏ ‏کشورهای شکست خورده را پذیرفتند و یکی از حامیان هنر و‏ ‏هنرمندان اسلامی شدند. در این دوره، شیوه ای‏ ‏به نام "آذری" رواج یافت که تا دوره‏ ‏"صفویه" ادامه پیدا کرد و شهرهایی چون "تبریز"، "بغداد"، "سلطانیه" و "اصفهان" مراکز هنر و هنرمندان گشتند و بناهای مذهبی و غیرمذهبی متعددی در این شهرها‏ ‏ایجاد شدند.
‏در اواسط قرن هشتم هـ.ق، با حمله تیمور، بار دیگر شهرهای ایران به ویرانی‏ ‏کشیده شد؛ ا ما این بار نیز هنر‏ ‏ایران تیموریان را نیز مغلوب کرد به طوری که‏ ‏شهرهای "سمرقند" و " بخارا" مراکز هنری ایران شدند و شیوه‏ ‏آذری که از دوره‏ ‏مغول رواج یافته بود، به کار خود ادامه داد. در این دوره، ابداعی در زمینه تزئینات‏ ‏معماری یعنی "کاشی معرق" به وقو ع پیوست. از بناهای معروف دوران ایلخانی و‏ ‏تیموری، می توان به "مسجد گوهرشاد"، "مسجد جامع ورامین"، "قسمت اعظم‏ ‏بناهای حرم مطهر حضرت رضا(ع)"، "مسجد کبود تبریز"، "مسجد جامع یزد"، و...‏ ‏اشاره،کرد.
‏4
‏با روی کارآمدن صفویان در اوایل قرن دهم هـ.ق، شهرهایی چون "تبریز"، "قزوین" و‏ ‏"اصفهان" به مراکز هنری‏ ‏ایران تبدیل شدند. در این دوره، شاهد اوج هنر معماری‏ ‏ایران می با شیم که توسط پادشاهان مقتدر و‏ ‏هنردوست آن دوره یعنی "شاه‏ ‏تهماسب" و "شاه عباس اول" به وجود آمد. در این دوران البته، اندکی قبل از دوره‏ ‏صفوی یعنی از زمان قراقویونلوها، شیوه ای دیگر در معماری ایران به وجود آمد که به‏ ‏"شیوه اصفهانی" معروف گردید.در دوران نخست شیوه اصفهانی یعنی دوران صفویه‏ ‏شاهکارهای هنر معماری و هنر های تزیینی‏ ‏پای می گیرد و کیفیت اصیل،شفاف و‏ ‏غنی رنگهای درخشان در کاشیها بسیار دلپذیر می شود.کیفیت مصالح به کار رفت‏ه ‏بویژه در معماری پایتخت،هنوز مرغوب و مقاوم است.در این شیوه، نقشه ها و‏ ‏طرحهای ساختمانی‏ ‏رو به سادگی نهاد و استفاده از کاشی های خشتی و هفت‏ ‏رنگ به جای کاشی معرق رواج یافت.میدان بزرگ مرکزی اصفان که نقش جهان نامدارد،شاهکار معماری ایران و جهان در این دوره است. این میدان علاوه بر‏ ‏بناهای‏ ‏زیبایی که در اطراف آن ساخته شده محل سان،رژه و نمایش های گوناگون در اعیاد‏ ‏و روزهای ویژه بوده است.مساجدی چون "شیخ لطف ا..." و "مسجد امام"در‏ ‏اصفهان، از شگفتی های معماری این دوران به شمار می آیند. در دوران زند و‏ ‏افشار، بتدریج شاهد افول معماری ایرانی می باشیم، به طوری که این رکود و افول
‏در دوره قاجار به اوج خو د می رسد. با وجود این رکود، باز هم شاهد ایجاد بناهایی
‏چون "مسجد امام تهران"، "مسجد و مدرسه شهید مطهری(سپهسالار)" و "مسجد
‏و مدرسه آقابزرگ" در کاشان و... می باشیم.
‏از میان انواع هنر معماری در ایران، معماری مذهبی از جایگاه‏ ‏خاصی برخوردار است. البته،‏ ‏سابقه این نوع معماری به دوران قبل از اسلام به ویژ‏ه ‏دوران ساسانیان می رسد. با گسترش دین اسلام در کشورهای مختلف از جمله‏ ‏ایران، معماری مذهبی در اسلام از جایگاه خاصی بر خوردار گشت، البته عواملی‏ ‏چون "تأکید بزرگان دین"، "کارکرد گسترده" و "پدیده وقف" در گسترش و توجه ویژه‏ ‏معمارا ن به مسجد" بی تأثیر نبوده است. بدین ترتیب، مسجد در ایران عالی ترین‏ ‏نوع بنای اسلامی و به عقیده صاحب نظران "کلید معماری" به شمار می آید.

 

دانلود فایل

شیوه های معماری در دوره هخامنشان 30 ص

شیوه های معماری در دوره هخامنشان 30 ص

شیوه-های-معماری-در-دوره-هخامنشان-30-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 25 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏مشخصات ش‏ی‏وه‏ پارس‏ی‏ (( معمار‏ی‏ ))
‏1- استفاده از سنگ بر‏ی‏ده‏ ، منظم و پاکتراش و گاها ص‏ی‏قل‏ی‏ و ته‏ی‏ه‏ بهتر‏ی‏ن‏ مصالح ازلحاظ مرغوب‏ی‏ت‏ رنگ و دوام از هر جا که مس‏ی‏ر‏ بوده است .
‏2- آماده کردن پ‏ی‏ از سنگ ر‏ی‏زه‏
‏3- نهادن ستون ها در حداکثر فاصله ممکن و تا ارتفاع بس‏ی‏ار‏ چشم گ‏ی‏ر‏ و آرا‏ی‏ش‏ سرستون ها با جزئ‏ی‏ات‏ی‏ که برا‏ی‏ بردن بارسقف چوب‏ی‏ کاملا متناسب و منطق‏ی‏ باشد
‏4- پوشش با شاه ت‏ی‏ر،‏ ت‏ی‏رچه‏ چوب‏ی‏ تخت بر‏ی‏ده‏ و درودگر‏ی‏ شده .
‏5- آرا‏ی‏ش‏ د‏ی‏وارها‏ی‏ اطراف پلکان ها‏ی‏ کوتاه با نقش ها‏ی‏ برجسته و کنگره ها‏ی‏ ز‏ی‏با‏ و متناسب
‏6- ساختن د‏ی‏وارها‏ی‏ جدا کننده با خشت خام و آرا‏ی‏ش‏ داخل‏ی‏ و خارج‏ی‏ آن با رنگ کاش‏ی‏ لعابدار .
‏7- پرداختن فرش کف با بهتر‏ی‏ن‏ مصالح‏ی‏ که در آن روزگار بوده است .
‏8- تعب‏ی‏ه‏ سا‏ی‏بان‏ و آفتابگ‏ی‏رمنطق‏ی‏ و ضرور‏ی‏ برا‏ی‏ ساختمان ها .
‏پس‏ از فروپاش‏ی‏ هخامنش‏ی‏ان‏ به وس‏ی‏له‏ اسکندر ا‏ی‏ران‏ ب‏ی‏ن‏ سرداران ‏ی‏ونان‏ی‏ و مقدون‏ی‏ تقس‏ی‏م‏ شد‏ .
‏قسمت‏ی‏ از ا‏ی‏ران‏ در دوره هخامنش‏ی‏ان‏ بوس‏ی‏له‏ سلوک‏ی‏ان‏ اداره م‏ی‏ شد . سلوک‏ی‏ان‏ فرماندهان نظام‏ی‏ اسکندر بودند . اسکندر غ‏ی‏ر‏ ‏ی‏ونان‏ی‏ بود ول‏ی‏ سران لشگر تاث‏ی‏ر‏ فرهنگ‏ی‏ و هنر‏ی‏ خود را از ‏ی‏ونان‏ی‏ان‏ گرفتند. و تعداد‏ی‏ از ‏ی‏ونان‏ی‏ان‏ در ا‏ی‏ران‏ ساکن شدند. به لحاظ هنر‏ی‏ خ‏ی‏ل‏ی‏ از آثار بدست ‏آمده‏ و تاث‏ی‏ر‏ هنر ‏ی‏ونان‏ی‏ را برا‏ی‏ران‏ نشان م‏ی‏ دهد .
‏تاقبل‏ از سلوک‏ی‏ان‏ نوع طراح‏ی‏ انتزاع‏ی‏ بوده ول‏ی‏ در دوره سلوک‏ی‏ان‏ تاث‏ی‏ر‏ هنر ‏ی‏ونان‏ی‏ وجود دارد. ( تا اواخر دوره اشکان‏ی‏ حت‏ی‏ در ساسان‏ی‏ )
‏مجسمه‏ ها‏ی‏ ‏ی‏ونان‏ی‏ تقل‏ی‏د‏ از طب‏ی‏عت‏ داشته ول‏ی‏ نقوش برجسته ها‏ی‏ تخت جمش‏ی‏د‏ حالت انتزاع‏ی‏ داشت .
‏در‏ هنر روم واقع‏ی‏ت‏ گرا‏یی‏ دن‏ی‏ا‏یی‏ وجود دارد ول‏ی‏ هنر ‏ی‏ونان‏ ا‏ی‏دال‏ی‏ست‏ است ‏ی‏عن‏ی‏ حالت نماد‏ی‏ن‏ و تجل‏ی‏ اش در جسم انسان‏ی‏ است
‏ش‏ی‏وه‏ ها‏ی‏ معمار‏ی‏ در دوره هخامنشان
‏پارس‏ی‏ان‏ با بهره گ‏ی‏ر‏ی‏ از سنت ها‏ی‏ معمار‏ی‏ کاخ ها‏ی‏ ستوندار را‏ی‏ج‏ در مناطق مرتفع مشرف بر ب‏ی‏ن‏ النهر‏ی‏ن‏ و هنر دست‏ی‏ ا‏ی‏ون‏ی‏ ها (INONIENS‏) ،در تز‏یی‏نات‏ کاخ از سنت ها‏ی‏ هنر‏ی‏ کهن مردمان‏ی‏ استفاده کرده اند که در پ‏ی‏ کشور گشا‏یی‏ ها‏ی‏ کوروش و دار‏ی‏وش‏ به امپراطور‏ی‏ نو پا‏ی‏ پارس پ‏ی‏وسته‏ بودند . و‏ی‏ژگ‏ی‏ بارز ا‏ی‏ن‏ سنت ها‏ی‏ هنر‏ی‏ ، پ‏ی‏چ‏ی‏دگ‏ی‏ هنر‏ی‏ بود که خود ر‏ی‏شه‏ در آم‏ی‏زش‏ هنر‏ی‏ آن داشت‏. ...
‏از‏ ‏ی‏ک‏ سو‏ی‏ امپراطور‏ی‏ ها‏ی‏ مغلوب آشور و بابل تا زمان سقوط خود به دست سپاه‏ی‏ان‏ پارس، م‏ی‏راث‏ی‏ را حفظ کرده بودند که به گذشته ها‏ی‏ دور در عصر سومر‏ی‏ان‏ ‏ی‏عن‏ی‏ م‏ی‏راث‏ی‏ که عناصر جهان‏ی‏ را در هنر خو‏ی‏ش‏ تجسم م‏ی‏ کرد.
‏از‏ سو‏ی‏ د‏ی‏گر‏ مردم مناطق لوان LEVANT‏ در ساحل شرق‏ی‏ مد‏ی‏ترانه‏ ،آرام‏ی‏ ها و بالاخص فن‏ی‏ق‏ی‏ ها شمار‏ی‏ از مضام‏ی‏ن‏ تصو‏ی‏رگر‏ی‏ را که از ب‏ی‏ن‏ النهر‏ی‏ن‏ ،مصر و مناطق حاش‏ی‏ه‏ در‏ی‏ا‏ی‏ اژه به عار‏ی‏ه‏ گرفته بودند، حفظ کرده بودند. ل‏ی‏کن‏ با سقوط سازمان پادشاه‏ی‏ و س‏ی‏ستم‏ اجرا‏یی‏ و ادار
‏ی‏ وس‏ی‏ع‏ آن ،مفاه‏ی‏م‏ اسطوره ا‏ی‏ اول‏ی‏ه‏ به فراموش‏ی‏ سپرده شد. لذا پارس‏ی‏ان‏ که به تازگ‏ی‏ ‏ی‏کجانش‏ی‏ن‏ شده بودند و به مقام سرور‏ی‏ ملت ها‏ی‏ آن دوره رس‏ی‏ده‏ بودند،هنر‏ی‏ را پذ‏ی‏رفت‏ی‏د‏ که از مکاتب مختلف و گاه متعارض هنر‏ی‏ شکل ‏ی‏افته‏ بود. عار‏ی‏ه‏ ها‏ی‏ هنر‏ی‏ از هنر ‏ی‏ونان‏ ،هنر دربار‏ی‏ پارس‏ی‏ان‏ را که د‏ر‏ خدمت شکوه پادشاه و مردم سرزم‏ی‏ن‏ ها‏ی‏ و‏ی‏ بود،غنا بخش‏ی‏د‏.
‏رشد‏ و پ‏ی‏شرفت‏ هنر تز‏یی‏ن‏ی‏ در عصر سلطنت کوروش و دار‏ی‏وش‏ هر چند نخست‏ی‏ن‏ شکل اول‏ی‏ه‏ هنر تز‏یی‏ن‏ی‏ کاخ ها‏ی‏ هخامنش‏ی‏ در پاسارگاد د‏ی‏ده‏ م‏ی‏ شود اما امروز،م‏ی‏ دان‏ی‏م‏ که ا‏ی‏ن‏ هنر در دو مرحله گسترش ‏ی‏افته‏ است. بر رو‏ی‏ قطعات بجا‏ی‏ مانده از تز‏یی‏نات‏ حجار‏ی‏ کاخ کوروش کب‏ی‏ر‏ در پاسارگاد با همان تالار بار عام ، مجموعه ا‏ی‏ نقش برجسته را م‏ی‏ ب‏ی‏نم‏ که نگهبان خدا‏ی‏ان‏ آشور و بابل بودند ول‏ی‏ فارغ از مفاه‏ی‏م‏ نماد‏ی‏ن‏ اول‏ی‏ه‏ خود ا‏ی‏ن‏ کاخ آفر‏ی‏ده‏ شده اند:نگهبان خدا‏ی‏ خورش‏ی‏د‏ به شکل انسان ـ گاو و نگهبان خدا‏ی‏ تباه‏ی‏ به شکل فرشته ـ ماه‏ی‏ در مقابل در کاخ ورود‏ی‏ و بر رو‏ی‏ ‏ی‏ک‏ی‏ از درگاه ها‏ی‏ جانب‏ی‏ تالار که به شکل سنگ‏ی‏ ‏ی‏کپارچه‏ هنوز پا برجا است، نقش انسان‏ی‏ را م‏ی‏ ب‏ی‏نم‏ که وجود کت‏ی‏به‏ ا‏ی‏ به سه زبان (که امروزه تقر‏ی‏با‏ از ب‏ی‏ن‏ رفته است ) گواه آن دارد که نقش فوق،تصو‏ی‏ر‏ی‏ از کوروش کب‏ی‏ر‏ م‏ی‏ باشد. به واقع تاج سه شاخ که به نظر م‏ی‏ رسد از هنر تص‏و‏ی‏رگر‏ی‏ مقدس مصر‏ی‏ان‏ به عار‏ی‏ه‏ گرفته شده است ـ در آن هنگام مصر هنوز توسط پارس‏ی‏ان‏ فتح نشده بود و منطقه لوان در حد فاصل ا‏ی‏ران‏ و مصر نقش واسطه ا‏ی‏ در ا‏ی‏ن‏ انتقال هنر‏ی‏ ا‏ی‏فا‏ کرده بود ـ و ن‏ی‏ز‏ بال ها‏ی‏ آن به گونه ا‏ی‏ است که نقش فرشته حام‏ی‏ شب‏ی‏ه‏ نقش نگهبان ک‏ی‏هان‏ی‏ فراموش ش‏ده‏ معابد آشور و بابل را در ذهن متبادر م‏ی‏ سازد. چهره نج‏ی‏ب‏ و شر‏ی‏ف‏ ا‏ی‏ن‏ نقش ب‏ی‏انگر‏ تصو‏ی‏ر‏ی‏ آرمان‏ی‏ از انسان است که امروزه به دل‏ی‏ل‏ شناخت کاف‏ی‏ از س‏ی‏است‏ شامح و مدارا‏ی‏ کوروش با رعا‏ی‏ا‏ی‏ خو‏ی‏ش‏ مشخص شده است که ارا‏ی‏ه‏ چن‏ی‏ن‏ تصو‏ی‏ر‏ی‏ با ا‏ی‏ن‏ س‏ی‏احت‏ ب‏ی‏ ربط نم‏ی‏ باشد. لباس ع‏ی‏لام‏ی‏ ک‏ه‏ نمونه مشابه آن بر رو‏ی‏ نقش برجسته ها‏ی‏ آشور بن‏ی‏پال‏ شناسا‏یی‏ شده است و از نظر زمان‏ی‏ در حدود ‏ی‏ک‏ قرن تقدم زمان‏ی‏ به آن دارد،سنت پادشاه‏ی‏ بوم‏ی‏ آن منطقه را ‏ی‏ادآور‏ی‏ م‏ی‏ سازد که پارس‏ی‏ان‏ مهاجر و نو وارد به ا‏ی‏ن‏ منطقه سع‏ی‏ داشتند که خود را با ا‏ی‏ن‏ سنت مرتبط سازند. دروازه ‏ها‏ی‏ اصل‏ی‏ ن‏ی‏ز‏ با نقش ح‏ی‏وانات‏ عظ‏ی‏م‏ الجثه ا‏ی‏ تز‏یی‏ن‏ ‏ی‏افته‏ بودند که امروزه تقر‏ی‏با‏ از ب‏ی‏ن‏ رفته اند . ا‏ی‏ن‏ نقش برجسته ها از تز‏یی‏نات‏ کاخ ها‏ی‏ آشور‏ی‏ که در آن زمان امکان د‏ی‏دن‏ آنها وجود داشته است ،الهام گرفته شده اند. با ا‏ی‏ن‏ حال ا‏ی‏ن‏ دار‏ی‏وش‏ بود که در فاصله سال ها‏ی‏ 521 ت‏ا‏ 486 قبل از م‏ی‏لاد‏ به هنر دربار‏ی‏ هخامنش‏ی‏ شکل‏ی‏ ثابت بخش‏ی‏د‏ و از آن حما‏ی‏ت‏ کرد به گونه ا‏ی‏ که جانش‏ی‏نان‏ و‏ی‏ ن‏ی‏ز‏ قواعد ا‏ی‏ن‏ هنر را پذ‏ی‏رفتند‏ و آن را دنبال کردند.
‏پ‏ی‏روز‏ی‏ ها‏ی‏ متوال‏ی‏ دار‏ی‏وش‏ در 2سال نخست پادشاه‏ی‏ اش بر ‏ی‏اغ‏ی‏ان‏ امپراطور‏ی‏ و قدرت‏ی‏ که از ا‏ی‏ن‏ فتوحات به دست آورده بود ، سرانجام در صخره ب‏ی‏ستون‏ ، مشرف بر جاده ب‏ی‏ن‏ النهر‏ی‏ن‏ و ماد به تصو‏ی‏ر‏ کش‏ی‏ده‏ شده است. برا‏ی‏ نخست‏ی‏ن‏ بار رو‏ی‏دادها‏ی‏ و وقا‏ی‏ع‏ تار‏ی‏خ‏ی‏ دوران ‏ی‏ک‏ پادشاه به شکل ترک‏ی‏ب‏ی‏ و نه حادثه ا‏ی‏ به تصو‏ی‏ر‏ کش‏ی‏ده‏ شده است. چن‏ی‏ن‏ روا‏ی‏ت‏ی‏ را م‏ی‏ توان ر‏ی‏شه‏ در سنت جار‏ی‏ ب‏ی‏ن‏ النهر‏ی‏ن‏ در عصر پادشاه‏ی‏ نارام س‏ی‏ن‏ کب‏ی‏ر،‏ فرمانروا‏ی‏ آکد در دو هزار سال قبل از آن دانست که دار‏ی‏وش‏ ن‏ی‏ز‏ از آن الهام گرفته بود.
‏در‏ ا‏ی‏ن‏ نقش برجسته ،تصو‏ی‏ر‏ گوماتا، دشمن اصل‏ی‏ دار‏ی‏وش‏ را م‏ی‏ ب‏ی‏ن‏ی‏م‏ که در ز‏ی‏ر‏ پا‏ی‏ و‏ی‏ بر رو‏ی‏ سنگ حک شده است و نقش افراد د‏ی‏گر‏ به عنوان نما‏ی‏ندگان‏ ملت ها‏ی‏ مغلوب در حال‏ی‏ که دست و پا‏ی‏ آنها بسته شده و به صف ا‏ی‏ستاده‏ اند،در پ‏ی‏ش‏ رو‏ی‏ دار‏ی‏وش‏ به تصو‏ی‏ر‏ کش‏ی‏ده‏ شده است. بر فراز ‏ا‏ی‏ن‏ نقش ها ، تصو‏ی‏ر‏ خدا‏یی‏ را م‏ی‏ ب‏ی‏ن‏ی‏م‏ که در م‏ی‏ان‏ حلقه ا‏ی‏ بالدار قرار گرفته است و دار‏ی‏وش‏ مراسم سپاس و احترام به و‏ی‏ را برگزار م‏ی‏ کند. ا‏ی‏ن‏ خدا شباهت بس‏ی‏ار‏ی‏ با خدا‏ی‏ خورش‏ی‏د‏ حام‏ی‏ پادشاهان آشور دارد که آنها ن‏ی‏ز‏ از حلقه خورش‏ی‏د‏ مصر‏ی‏ان‏ الهام گرفته بودند. اما آنچه که ‏به‏ نظر واقع‏ی‏ تر م‏ی‏ رسد ا‏ی‏ن‏ است نقش فوق ،تصو‏ی‏ر‏ اهورامزدا ، خدا‏ی‏ آر‏ی‏ان‏ ‏ی‏ا‏ ا‏ی‏ران‏ی‏ان،‏ حام‏ی‏ و مددکار سلسله هخامنش‏ی‏ است . نکته مهم در ا‏ی‏ن‏ است که چگونه مضمون‏ی‏ تصو‏ی‏ر‏ی‏ برا‏ی‏ نشان دادن اسطوره ا‏ی‏ ک‏ی‏هان‏ی‏ که فاقد ارزش اول‏ی‏ه‏ است،پذ‏ی‏رفته‏ شده است، و نمادگرا‏یی‏ پ‏ی‏چ‏ی‏ده‏ ا‏ی‏ را ‏آفر‏ی‏ده‏ است که ا‏ی‏دئولوژ‏ی‏ پادشاه‏ی‏ و خداشناس‏ی‏ جد‏ی‏د‏ی‏ را به با ‏ی‏کد‏ی‏گر‏ در هم آم‏ی‏خته‏ است . در نقش برجسته ب‏ی‏ستون‏ چ‏ی‏ن‏ ها‏ی‏ پهن لباس پادشاه،تقل‏ی‏د‏ی‏ ناش‏ی‏انه‏ از نمونه حجار‏ی‏ ‏ی‏ونان‏ی‏ان‏ در گنج‏ی‏نه‏ س‏ی‏فنوس‏ SIPHNOS‏ در دلف DELPHES‏ در مرکز مذهب‏ی‏ ‏ی‏ونان‏ قد‏ی‏م‏ م‏ی‏ باشد. اگر بخواهم به ‏شکل‏ی‏ صح‏ی‏ح‏ تر سخن بگو‏ی‏م‏ به نظر م‏ی‏ رسد که پارس‏ی‏ان‏ مجبور بودند از چن‏ی‏ن‏ مدل‏ی‏ الهام بگ‏ی‏رند‏. ز‏ی‏را‏ بر خلاف آشور‏ی‏ان‏ سع‏ی‏ داشتند تا با نشان دادن چ‏ی‏ن‏ لباس با سنت هنر بوم‏ی‏ که پ‏ی‏شتر‏ در لرستان و اورارتو به تصو‏ی‏ر‏ کش‏ی‏ده‏ شده بود،بار د‏ی‏گر‏ رابطه برقرار سازند.

 

دانلود فایل

معماری دیکانستراکشن 30 ص

معماری دیکانستراکشن 30 ص

معماری-دیکانستراکشن-30-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 33 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏1
‏ 
‏مقدمه
‏در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ می‌توان به رابطه‌ی مستقیم و عمیق بین نحوه‌ی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور کلی آن چه را فرهنگ می‌نامیم و آنچه که به عنوان اثر معماری عرضه می‌نماید پی برد.
‏به این معنی که نحوه ی تفکر و تفسیرانسان از هستی در شکل‌گیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان کالبد معماری شکل می‌گیرد، متأثر از کیفیات روحی است، که خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ی نقاشی کودکی که از روی آن می‌توان به نحوه تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشی‌اش پی برد.
‏مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزه‌ی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونی‌هایی گردیده که باز خورد آن را می‌توان در تعدد سبک‌ها مشاهده کرد. به این معنی که، این معماری است که آن تفکرات را توصیف می‌کند.
‏هر تفکر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.
‏مطالعه حاضر، که به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجه‌ی کلی را استنباط نموده است.
‏در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبک‌های دیکانستراکشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسه‌ی این دو سبک اختصاص یافته است.
‏در بخش پنجم نیز نتیجه‌گیری و جمع‌بندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن که فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.
‏1
‏ 
‏مقدمه
‏در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ می‌توان به رابطه‌ی مستقیم و عمیق بین نحوه‌ی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور کلی آن چه را فرهنگ می‌نامیم و آنچه که به عنوان اثر معماری عرضه می‌نماید پی برد.
‏به این معنی که نحوه ی تفکر و تفسیرانسان از هستی در شکل‌گیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان کالبد معماری شکل می‌گیرد، متأثر از کیفیات روحی است، که خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ی نقاشی کودکی که از روی آن می‌توان به نحوه تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشی‌اش پی برد.
‏مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزه‌ی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونی‌هایی گردیده که باز خورد آن را می‌توان در تعدد سبک‌ها مشاهده کرد. به این معنی که، این معماری است که آن تفکرات را توصیف می‌کند.
‏هر تفکر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.
‏مطالعه حاضر، که به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجه‌ی کلی را استنباط نموده است.
‏در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبک‌های دیکانستراکشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسه‌ی این دو سبک اختصاص یافته است.
‏در بخش پنجم نیز نتیجه‌گیری و جمع‌بندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن که فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.
‏1
‏ 
‏مقدمه
‏در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ می‌توان به رابطه‌ی مستقیم و عمیق بین نحوه‌ی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور کلی آن چه را فرهنگ می‌نامیم و آنچه که به عنوان اثر معماری عرضه می‌نماید پی برد.
‏به این معنی که نحوه ی تفکر و تفسیرانسان از هستی در شکل‌گیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان کالبد معماری شکل می‌گیرد، متأثر از کیفیات روحی است، که خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ی نقاشی کودکی که از روی آن می‌توان به نحوه تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشی‌اش پی برد.
‏مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزه‌ی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونی‌هایی گردیده که باز خورد آن را می‌توان در تعدد سبک‌ها مشاهده کرد. به این معنی که، این معماری است که آن تفکرات را توصیف می‌کند.
‏هر تفکر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.
‏مطالعه حاضر، که به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجه‌ی کلی را استنباط نموده است.
‏در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبک‌های دیکانستراکشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسه‌ی این دو سبک اختصاص یافته است.
‏در بخش پنجم نیز نتیجه‌گیری و جمع‌بندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن که فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.
‏1
‏ 
‏مقدمه
‏در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ می‌توان به رابطه‌ی مستقیم و عمیق بین نحوه‌ی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور کلی آن چه را فرهنگ می‌نامیم و آنچه که به عنوان اثر معماری عرضه می‌نماید پی برد.
‏به این معنی که نحوه ی تفکر و تفسیرانسان از هستی در شکل‌گیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان کالبد معماری شکل می‌گیرد، متأثر از کیفیات روحی است، که خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ی نقاشی کودکی که از روی آن می‌توان به نحوه تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشی‌اش پی برد.
‏مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزه‌ی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونی‌هایی گردیده که باز خورد آن را می‌توان در تعدد سبک‌ها مشاهده کرد. به این معنی که، این معماری است که آن تفکرات را توصیف می‌کند.
‏هر تفکر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.
‏مطالعه حاضر، که به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجه‌ی کلی را استنباط نموده است.
‏در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبک‌های دیکانستراکشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسه‌ی این دو سبک اختصاص یافته است.
‏در بخش پنجم نیز نتیجه‌گیری و جمع‌بندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن که فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.

 

دانلود فایل

معماری و نوسازی مراحل گسترش شهر مشهد 30 ص

معماری و نوسازی مراحل گسترش شهر مشهد 30 ص

معماری-و-نوسازی--مراحل-گسترش-شهر-مشهد--30-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏پیش از آنکه حضرت رضا (ع) در سال 203 هجری قمری شهید و در این محل مدفون شوند و نام مشهد پیدا شود در مجاور آن شهری قدیمی به نام نوغان وجود داشت که مرکز ولایت تاریخی و مهم توس بود . بدان سبب والیان توس در نوغان مستقر می شدند . حمید بن قحطبه از والیان توس در سال 159 قمری درگذشت امّا کاخ و باغ وی همچنان دایر و آباد بود تا اینکه خلیفه هارون الرشید در سال 193 هجری به هنگام سفر به خراسان در آن مستقر شد و درگذشت چون جسد هارون الرشید را درباغ حمیدبن قحطبه دفن کردند قبّه و بقعه ای بر روی مدفن وی ساخته شد که به بقعه هارونی شهرت یافت . ده سال پس از مرگ هارون نیز حضرت رضا (ع) توسط مأمون در نوغان شهید شد و به امر و صلاح دید وی در همان بقعة‌ هارونی به خاک سپرده شد . از آن پس به محل مزبور مشهد گفته شد . بدین سان هستة‌اولیة‌ شهر کنونی مشهد درسال 203 قمری در مجاور شهر قدیمی نوغان شکل گرفت . بنابراین هرچند مشهد با این نام قدمتی هزارودویست ساله دارد امّا شاخه ای نورسته از ریشة‌قدیمی به نام نوغان است که عمر آن به مراتب بیش از هزار و دویست سال است . اگر دو واقعة مرگ هارون الرشید و شهادت حضرت رضا (ع) در نوغان توس روی نمی داد نوغان به مشهد کنونی تبدیل نمی شد و شاید دومین شهر کشور نمی گردید . حال باید دید مقر شهر مشهد شایستگی احداث شهری چنین بزرگ را داشته است . این شهر در دشتی حاصلخیز میان دو رشته کوه پرآب به نامهای هزارمسجد ( در شمال ) و بینالود ( در جنوب ) در کنار رودخانه ای به نام کشف رود واقع شده است . دشت مزبور که حدود هفده هزار کیلومتر مربع وسعت دارد حوضة‌آبریز کشف رود را تشکیل می دهد و از دیرباز به ولایت توس شهرت داشته است . سرچشمة‌کشف رود درکنایش رادکان واقع در 70 کیلومتری شمال غرب مشهد قرار دارد . کشف رود از حدود یک فرسنگی شمال مشهد می گذرد و در محل پل خاتون واقع در جنوب شرق سرخس ، به فاصلة‌ تقریباً‌صدو پنجاه کیلومتری مشرق مشهد ، به هریود می پیوندد .
‏بنابراین مشهد در بدو امر در حاشیة‌ رودخانه ای پرآب واقع بوده ، امّا به سبب آنکه بستر کشف رود در ارتفاعی کمتراز مقر مشهد جریان دارد . دسترسی به آب آن برای اهالی شهر به سادگی مقدور نبوده است . بدین سبب اغلب روستاهای مجاور شهر و هم خود نوغان و مشهد از آغاز تا اوایل قرن حاضر عموماً با قنات مشروب می شده اند . این امر سبب شده است تا پس از پیدایش مشهد و روی آوردن سادات و شیعیان به سوی آن با کمبود آب روبرو شود و در نهایت مرکزیت توس را از اوایل سدة‌چهارم هجری از دست بدهد . در قرون بعد نیز هرگاه جمعیت شهر به سببی رو به افزایش گذاشته اولین معضل آن کمبود آب بوده است که اکنون نیز یکی از مهمترین کمبودهای مشهد آب شرب آن است . امّا از نظر سلامت هوا ، مشهد دارای چنان آب و هوایی بوده که عوماً گفته می شده است در این شهر طاعون شیوع نخواهد یافت . همچنین از نظر زلزله ، مشهد در محلی امن و بدون گسل قرارگرفته به گونه ای که در عمر 1200 ساله آن تنها یک زلزله نسبتاً‌ مهم در آن روی داده که مرکز آن هم شهر نیشابور بوده است .
‏به جز آنچه گذشت مشهد بر سر بزرگترین شاهراه ارتباطی خراسان ، یعنی جاده ابریشم و در میانة‌ شهرها و ولایات مهمی چون توس ، نیشابور ، هرات ، جام ، خبوشان ( قوچان ) و دشت خاوران ( شهرهای نسا و ابیورد ) و قلعة‌کلات واقع بوده که امتیاز مثبت مهمی برای آن محسوب می شده است .
‏مراحل گسترش شهر مشهد :
‏در اوایل سدة‌ ششم هجری میان شهر سنّی نشین تابران و شهر شیعه نشین مشهد نزاع شدیدی درگرفت به گونه ایک ه در سال 510 هجری قمری اهالی تابران به مشهد حمله کردند و در پی آن اولین حصار باری این شهر احداث گردید . در سال 807 هنگامی که شاهرخ بن امیرتیمور به جای پدر نشست و هرات را مرکز حکومت خویش کرد شهر مشهد را مورد توجه ویژه قرارداد و در صدد عمران آن برآمد . همسر وی گوهرشاد نیز با احداث مسجد جامع گوهرشاد در این شهر عملاً‌ آن را به دومین شهر قلمرو همسرش تبدیل کرد . چون این عنایتها سبب فزونی جمعیت مشهد و کمبود آب در آن گردید امی علیشیر نوائی در اواخر سدة‌نهم آب چشمة‌ گُلَسب توس را باهمت شخصی به مشهد منتقل کرد و آن را مدتی از ضایعه کم آبی رهانید . در سال 860 هجری قمری بابرین بایسنقر گورکانی که به مرض صعب العلاجی مبتلا بود ا زهزات به مشهد آمد و پس از زیارت و توسل به حضرت رضا (ع) شفا یافت و او کلمة‌ « مقدس » را بعد ازنام مشهد افزود و از آن زمان به بعد این شهر به مشهد مقدس شهرت یافت .
‏حملة‌ مکرّر ازبکها به خراسان در نیمة‌ اول سدة‌ دهم سبب شد تا فرزند و جانشین شاه اسماعیل یعنی شاه تهماسب در حدود سال 940 قمری اقدام به احداث بارویی نو برای مشهد نماید ، که حدود چهارصد سال عمر کرد و تا زمان ما باقی ماند.
‏چون حملات ازبکها به خراسان در تمام سدة‌ دهم بی وقفه ادامه داشت ، آنها در سال 997 مشهد را متصرف شدند و تعداد کثیری از اهالی آن را کشتند . امّا به ابنیه تاریخی صدمه ای نزدند . ده سال بعد شاه عباس جوان ایشان را زا خراسان راند و کمی بعد( سال 1010 ) از اصفهان پیاده به زیارت مشهد آمد و این شهر رامهمترین کانون زیارتی کشور کرد . این عنایتها سبب افزایش جمعیت مشهد و زائران آن شد و دیگر بار شهر را با کمبود آب روبرو ساخت. بدان سبب شاه عباس ، خیابانی در مشهد احداث کرد و آب چشمه گلسب را به ضمیمه آب چند قنات وارد خیابان مزبور کرد و موقوفاتی هم به آن اختصاص داد . این اولین مداخلة‌ جدی دریافت کالبدی مرکز شهر مشهد بود که تأثیرات قابل ملاحظه ای در سمت گیری توسعة‌ آتی شهر مشهد برجا نهاد .این خیابان با الهام از خیابان چهارباغ عباسی اصفهان از دروازة‌ جادة‌ قوچان تا دروازة‌ جادة‌‌سرخس با عرض زیاد و چشم انداز زیبایی از حرم مطهر نیز در حاشیة‌مرکزی آن قرار داشت ، ایجاد شد .
‏در توصیف خیابان شیراز ی نوشته انگلیسیان چنین آمده است :
‏” خیابان را می توان مشخص ترین منظره نقشه زمینی شهر دانست که از شمال غرب تا گوشة‌ جنوب شرق آن امتداد می یابد . تمام طول آن، اندکی کمتر از 2 مایل ( 3 کیلومتر ) و عرض آن 25 یارد ( 23 متر ) است . سطح خیابان سنگفرش شدهاست و قدری پایین تر از نیمه خیابان ، نهر آبی جریان دارد که آب آن برای هر منظوری که بتوان فکرش را کرد مورد استفاده ساکنین شهر قرار می گیرد و در حاشیه اش درختانی از نوع چنار ، توت و تبریزی با فاصلة‌ نامنظم غرس شده است . علاوه براین دو طرف خیابان با یک ردیف تیرهای فرسوده ، چراغهای روشنایی و مغازه های مختلف تزئی شده است . این خیابان در طول روز و در ساعات کسب وکار پر از جمعیت از طبقات مختلف ، از اهالی شهر و یا زواری است که وارد شهر شده اند . لکن به علت عرض کم خیابان تقریباً 3/2 طول آن تا انتهای شمال غرب با میزان رفت و آمد انبوه جمعیت متناسب نیست و در عین حال یک گذرگاه سرپوشیده ، محدودة حرم و اماکن موقوفه و بست را زا یکدیگر جدا می سازد . از این گذرگاه بجز مسلمانان و حیوانات بارکش بقیه مردم و وسائل نقلیه دیگر ، اجازة‌ عبور و مرور ندارند . اجرای این مقررات به قدری جدی است که اگر حیوانی وارد منطقه ممنوعه شود به نفع دارایی بیوتات حرم مطهر مصادره می شود . همة‌ رفت و آمد ها در اینجا اجباراً به کوچه های باریکی ، که محلة‌ اماکن مقدسه را دور می زند رانده می شود و از آنجا دوباره به سمت خیابان که در جنوب شرقی بست واقع شده هدایت می گردد .”
‏همچنین در جای دیگر گفته شده است که :
‏” بجز خیابان ، معابر مشهد چیزی وسیعتر از کوچه هایی با دیوارهای بلند گلی نیست . معابر اصلی به صورت نامنظمی سنگفرش شده اند .”
‏همچنین به منظور بازرسی و وصول عوارض کالاهای وارداتی به شهر در دوازه های عیدگاه و بالا خیابان ، پستهایی دایرشده و ورود کالاها از سایر دروازه ها ممنوع است . باروی شهر دارای شش دروازه بوده که به شرح زیر است :
‏نام دروازه
‏محل احداث
‏نام دروازه
‏محل احداث
‏بالا خیابان
‏سراسب
‏ارگ
‏شمال غرب شهر
‏غرب
‏جنوب غرب
‏عیدگاه
‏پایین خیابان
‏نوغان
‏جنوب
‏جنوب شرق
‏شمال شرق
‏مداخلة‌ صفویه در ایجاد محور بالا خیابان و پایین خیابان و تدارک رشد خطی شهر حول محور مذکور بعدها با تقویت مراکز اداری میدان شهدا و ایجاد محور جدید دیگری به موازات آن ( خیابان بهار ) حرکت عمومی شهر را به سمت غرب تشدید کرد . در سال 1307 هجری شمسی در زمان رضا شاه فلکه وسیعی در اطراف حرم با عرض خیابانی حدود 30متر در دورآن احداث و به نام فلکة‌ شمالی و جنوبی نامیده شد . خیابان اصلی مشهد که درآن تاریخ خیابان نادری (شیرازی ) نامیده می شد ، تعریض و خیابان تهران ( بلوار حضرت امام رضا «ع» ) ، خیابان طبرسی و خیابان نواب صفوی ( پایین خیابان ) و خیابان شیرازی( بالاخیابان ) بصورت چهارخیابان اصلی در مرکز شهر ایجاد شد .
‏یکی از پرتنش ترین مداخله ها در زمینه تغییر چهرة‌ مرکز این شهر عبارت بود از تخریب ابنیه اطراف حرم مطهر در سال 1345 و ایجاد فضای سبز در این محدوده در مطالعات طرح یاد شده که از سوی مهندسان مشاور بور بور و همکاران تهیه شده است در مورد بافت مرکزی مشهد چنین آمده است :
‏” بافت شهرسازی اطراف حرم مطهر حضرت رضا (ع) از لحاظ تاریخی جالب توجه نیست و بازمانده قسمت هایی طرح ریزی نشدهاست که در اطراف اماکن مذهبی به واسطه امنیت بیشتر به صورت خودرو در قدیم به وجود آمده است و به واسطة‌ وضع نامطلوب ساختمانی آنها مرتباً مورد نوسازی قراگرفته اند . لذا با وجود قدمت مجموعه مرکزی ساختمانها و بافت اطراف آن هیچگونه ارزش تاریخی ندارد .”
‏مجله هنر و معماری شماره 20 در خصوص فرآیند این طرح گزارش زیر را ارائه می دهد :
‏” یکی از مهم ترین پیشنهادهای این طرح این است که برای اولین بار در ایران نوسازی مرکز شهر به صورتی اجرا خواهد شد که در آمد آن نه تنها جوابگوی هزینه اش می باشد بلکه درآمد اضافی هم خواهد داشت و این روش به صورتی تنظیم شده که هزینه خرید زمین ها ، ساختمانها و سرقفلی به قیمت واقعی روز پرداخت گردد و هیچ نوع اجحاف و یا درخواست کمک مالی چه از اشخاص و چه از دولت نگردد .”
‏در اردیبهشت سال 54 برنامه تخریب بناهای اطراف فلکه حرم مطهر تا شعاع وسیعی به مرحلة‌ عمل درآمد . پیاده شدن این برنامه که از تغییرات عمده در سطح شهرمشهد است چهره مرکز قدیمی آن را بکلی دگرگون کرد .
‏شکل گرفتن هرجزء‌از مجموعه و نحوة‌ استقرار آن در پیوند با شهر در تمامیت آن مطرح بوده است . بازارها و بخصوص شاخة‌ اصلی آن ( بازار بزرگ ) که تا قلب و هسته مجموعه نفوذ می کرده است و رابطه آن با صحن ها و مسجد جامع گوهرشاد و بستهای بالا خیابان و پایین خیابان و ارتباط کالبدی آن با مجموعه ای از عناصر و ویژگیهای بسیارمهم معمارانه و شهرسازی محل بوده است . چنانکه ارتباط بازارها ، بستها و صحنها را با یکدیگر در نظر بگیریم مشاهده می نماییم که چه طور یک تداوم وحرکتی از فضایی به فضای دیگر وجود داشته است . بازار قدیمی و بستها اجزاء جدایی ناپذیر مجموعه واحدهای وابسته به بناهای مذهبی بوده اند . این اجزا در رابطه با صحن ها در تداوم و حتی تشدید کارکرد یکدیگر سهم بسزائی داشته اند . و در نهایت جریان داشتن زندگی را نشان می داده اند.
‏مردم پس از گذشتن از فضای باز فلکه به فضای خاص بستها وارد می شدند و سپس با عبور از سرپوشیده ها بداخل صحنها میرسیدند و یا با گذشتن از مسیر بازارها آمادگی کامل را برای ورود به محوطه صحن حرم مطهر و انجام زیارت پیدا می کرده اند . اینمسیر در هر حال شکل و روحیه خود را در فکر مردم مشهد و زوار در طول سالها تثبیت کرده بود . پس از این تخریب وسیع که شامل بسیاری آثار قدیمی نیز بود ناحیه وسیعی خالی گردید که تبدیل به فضای سبز شد . بدنه های خارجی بناها نماسازی مجدد شد و دیوار بلندی در دور فلکه ب طاقنماهای آجری شکل گرفت که فلکه را از منطقه اطراف آن جدا می کرد . پس از این اقدامات مجموعه بازار رضا با 2081 واحد مغازه را در کنار میدان بیت المقدس فعلی با یک معماری نامناسب و روی محور خیابان طوس که یک شاخه از خیابان کمربندی عبوری بافت قدیمی برای کاهش حجم تردد ترافیک در فلکه بود ایجاد شد . آنچه که ایجاد شده بود از فضای بزرگ و وسیع اطراف مجموعه بجای مانده و دیوار دور فلکه تا بازار رضا و نماسازی کاذب دوطرف خیابان تهران که تعریض شده بود در مجموع سیما و روحیه ای متفاوت و غریبه نسبت به مکان به وجود آورد .

 

دانلود فایل