معماری اسلامی خانم آسترکی

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1.047 مگا بایت |
| تعداد صفحات | 98 |
معماری اسلامی خانم آسترکی
هنر و معماری اسلامی
جهانی شدن را با سه رویکرد مورد توجه و تأمل قرار دادهاند. گروهی آن را معادل غربی شدن قلمداد کرده و چون این تمدن را فاقد صلاحیتهای لازم برای جهانشمولی فرهنگ و اندیشهاش (به ویژه در ابعاد اخلاقی و آرمانگرایی) میدانند، جهانی شدن را خطری برای جهان معاصر ارزیابی میکنند و البته دلائل کافی وافی برای اثبات مدعای خویش – در فقدان صلاحیتهای لازم تمدن غربی – دارند. اما این که جهانی شدن کاملاً معادل غربی شدن باشد، فیه تأمل.
گروهی دیگر جهانی شدن را تحقق رؤیاهای بشری در رسیدن به زبان و اندیشهای مشترک دانسته و آن عاملی برای رسیدن به نوعی عدالت جهانی و توزیع همسان و یکسان ماده و معنا در سطح جهان میدانند. از دیدگاه اینان جهانی شدن فرصتی طلایی برای رسیدن به سطحی از ترقی است که ضعفها و قوتها در هم آمیزند و حاصل این آمیختن، نوعی عدالت در بهرهبری از امکانات مادی و معنوی زمین باشد و گروه سوم، صحت و واقعنگری هر دو دیدگاه فوق را در تبیین دقیق جهانی شدن، انکار، و آن رامحصول ذوقزدگی از یک سو و بدبینی مفرط از دیگر سو میدانند اینان عقیده دارند، جهانی شدن از برای ملتها و تمدنهایی که صاحب ایده و اندیشهاند، یک فرصت است. جهانی شدن تنها فرصتی برای عرضه کردن استعدادها قابلیتهای تمدنها و فرهنگها – به ویژه معنایی و معنوی – در جهان آیینهگونی است که رسانهها آن را ساخته و پرداختهاند و نه صرفاً بستری مطیع و مهیا برای سلطهگری جهانی تمدنهایی خاص. به یک عبارت از تصور جهانی شدن لزوماً استعداد جهانی بودن حاصل نمیگردد. لذا باید از این فرصت برای رسیدن به جهانی بهتر، عادلانهتر و بخردانهتر بهره جست و این با شناخت جهان و فرهنگهایش و نیز ایدهها و اندیشههایش حاصل میشود. جهانی شدن پروسهای است که میبایست مقدمهای چون جهانشناسی داشته باشد. گروه سوم قبل از صدور حکم نفی یا قبول جهانی شدن، سعی بر آن دارند که جهان را با تمامی جلوههای فکری و فرهنگی و هنریاش بشناسند و خود را بشناسانند. این جهانی شدن مطلوب تمامی کسانی است که به کرامت، عزت و استعدادها و قابلیتهای شگرف انسان اعتقاد دارند.
این مقاله از رویکردهای فوق، رویکرد سوم را برگزیده است و در همین راستا از قابلیتهای تمدنی سخن میگوید که به دلیل اعتقاد به وحدانیت مصوری خالق و نیز کرامت انسان، زبان و بیانی جهانی دارد. و این جهانی بودن آنگاه بیشتر آشکار میشود که به نگرههای شهودی و بنیانهای اشراقی هنر این تمدن به دیده دقت و تأمل نظاره شود.
اندلس (یا همان اسپانیای امروزی)، حلقه واسط فرهنگ و هنر اسلام و غرب است. حضور هشتصد ساله مسلمین در این سرزمین و به بار نشستن عمیق فرهنگ و هنر اسلامی، اسپانیا را پلی میان دو تمدن تبدیل نمود. شاید اولین حاکم اسلامی که اندلس و به ویژه قرطبه را به مرکزی فرهنگی تبدیل و آن را مهمترین نقطه اتصال فرهنگ و هنر اسلامی با غرب قرار داد، عبدالرحمان دوم (متوفی 238 هجری – 852 م) باشد. در زمان وی اندلس به پیشرفتهای فرهنگی، علمی، فنی و هنری شگرفی دست یافت و طلایهدار فرهنگی متعالی در رویارویی با تمدنی گردید که آغازین قرون دوره تاریکی خود را پشت سر میگذاشت.
شوق و ذوق او در تبدیل قرطبه به یکی از علمیترین شهرهای جهان، سبب گسیل شاعر دربارش «عباس بنناصح» به مشرق زمین شد. وی مأموریت داشت تا کتب با ارزش را خریداری و علوم ایران و یونان را استنساخ کند. تلاشهای او در این مورد به خلق کتابخانهای در قرطبه انجامید که به گفته «لویی پرونسال» چهارصد هزار کتاب در آن موجود بود. (بخش مهمی از این کتب پس از قدرت یافتن کاردینال خمینس در اندلس در جشن کتاب سوزان غرناطه سوزانده شد.) (1)
حضور دانشمندان و ریاضیدانان مشهوری چون ابنفرناس، (اولین دانشمندی که در قرن نهم میلادی برنامه پرواز را با ساختن بالهایی برای خود و طی مسافتی، طراحی نمود) یحییبن حبیب منجم، عبیدالله شمس و عبدالواحدبن اسحاق ضبی و نیز موسیقیدانان بزرگی چون زریاب (شاگرد اسحاق موصلی و یکی از مشهورترین موسیقیدانان دربار هارونالرشید که خود آغازی بر ورود هنر به نقطه اتصال دو تمدن اسلامی و غربی بود) بر اهمیت و شکوه علمی اندلس میافزود.
از دیگر سو بلند آوازهای چون محیالدین ابن عربی که سلطان مباحث عرفان نظری تمدن اسلامی است، خود زاییده مرسیه اندلس و میراث بر فرهنگ غنی و عمیقی است که در آن سرزمین ریشه دوانیده بود. به عنوان مثال او در «فصوص» «و فتوحات» چه بسیار از «ابن مسره» (متوفی 899 میلادی) به عنوان یکی از مهمترین عرفای اندلس نام میبرد که به تحقیق و تصدیق محققان، کاملاً مؤثر بر اندیشههای ابن عربی بوده است. دیدار مشهور ابن عربی با ابن رشد در مرسیه نیز خود بیانگر حضور فلاسفه و اندیشمندان مهم اسلامی در اقصی نقاط غربی تمدن اسلامی است. فلاسفهای چون ابن باجه (متوفی 1138 میلادی) که او را در مقایسه با سایر فلاسفه مسلمان، به فارابی (معلم ثانی) شبیه کردهاند و صاحب کتاب مشهوری چون «تدبیر المتوحد» است (کتابی که به سبک جمهوری افلاطون، در پی بنیادگذاری تئوریک مدینهای فاضله است) بر اهمیت علمی و فرهنگی اندلس میافزاید. این لغتشناس، شاعر، ادیب، حافظ قرآن«، ریاضیدان و منجم بزرگ، همچنین صاحب کتب دیگری چون «کتاب النفس» و «رساله الاتصال» علاوه بر تعلیقاتش بر آراء جالینوس، فارابی و ارسطو است. ابن طفیل، فیلسوف نامدار دیگری از اندلس است که در سال 520 هجری (1106 میلادی) در شهر قادس به دنیا آمد و در اهمیت و نقش او همین بس که وی استاد ابن رشد، مهمترین مروج آراء فلسفی جهان اسلام در اروپاست.
هنر و معماری کاشان

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 129 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 27 |
هنر و معماری کاشان
تپه های باستانی سیلک
پس از فرونشستن آب دریاچه مرکزی و خشک شدن تدریجی آن، ساکنان اطراف آن مجبور شدند نواحی حاصلخیزی مانند اطراف فین که همان منطقه «سیلک» باشد را جهت زندگی کردن و سکونت اختیار کنند، ولی این قدمت تا پیش از شصت سال پیش همچنان ناشناخته بود تا اینکه بر اساس بررسی های علمی پروفسور گریشمن در سال 1311 ش (1933 م) قدمت آثار به جا مانده در این تپه ها به هزاره پنجم تا اول قبل از میلاد منسوب گردید. آثاری از این تپه ها در موزه های لوور فرانسه، ملی ایران و باغ فین موجود می باشد.
این تپه در مغرب مسیر کاشان- فین و در مجاورت جاده قرار دارد. سیلک در حال حاضر مشتمل بر یک تپه شمالی و یک تپه جنوبی است که به فاصله 500 متر از یکدیگر قرار دارند. و در جلو این تپه ها گورستانهائی از انسانهای ماقبل تاریخ وجود دارد.
باغ فین
بنای اولیه باغ فین به قبل از اسلام و با تمدن سیلک پیوند خورده است که تمدن سیلک نیز پیوندی ناگسستنی باچشمه جوشقانی دارد که در بالای باغ جاری است، و به چشمه سلیمانیه معروف است و از دیرباز همچناندر آبادی منطقه فین موثر بوده است.
از زمانهائی بس دور در پائین این چشمه باغی وجود داشته است که کمی پائینتر از باغ فعلی بوده و بر اثر زلزله ای که در سال 982 ه.ق روی داد باغ به کلی ویران شد که به دستور شاه عباس صفوی بعد از سال 1000 ه.ق باغی در مکان فعلی که در حقیقت قسمتی از باغ قدیمی بود ساخته شد.از سال 1135 قمری بعد از حمله افاغنه آبادانی باغبه رکود گرائید ولی با دستور کریم خان زند به خصوص با ساختن عمارت که به نام «خلوت کریم خانی» در ضلعجنوبی باغ واقع است باغ فین روی به آبادانی گذاشت ولی با زلزله معروف سال 1192 قمری باغ فین نیز آسیبکلی دید،که پس از آن یعنی از سال 1200 قمری و با روی کار آمدن سلسله قاجار به خصوص با دستور فتحعلی شاهبه مرمت و عمارت، باغ جانی دوباره گرفت که ساختمان شتر گلوی فتحعلی شاهی در ضلع جنوب غربی باغ و حمام سلطنتی بزرگ که در مجاورت حمام اولیه ساخته شد از آثار آن می باشد. ولی با تبعید صدر اعظم مقتدر ایران یعنی امیرکبیر و سپس شهادت آن رادمرد در این باغ، این آبادانی روی به ویرانی نهاد.
با آغاز مشروطیت به جهت وضع دفاعی بنای باغ، این مکان پناهگاه اشرار و یاغیان گشت و در مدت 14 سال یاغیان مصالح و اشیاء گرانبهای آن را به یغما برده و به تخریب باغ پرداختند. پس از ختم غائله اشرار، به مرمت باغ پرداخته شد. از وقایع مهم تاریخ دراین باغ می توان به جشن تاج گذاری رسمی شاه اسماعیل صفوی و نیز قتل میرزا تقی خان امیر کبیر دراین باغ اشاره کرد.
سردرب، دیوار و برج ها
مجموعه باغ فین حدود 25000 متر مربع مساحت دارد که در بدو ورود به این مجموعه ، با ساختمان رفیع سردرب ورودی باغ برخورد می کنیم. این قسمت از باغ در دوره صفویه بنا گذاشته شده است این بنا دارای دو طبقه که طبقهتحتانی شامل هشتی و دالان ورودی به باغ با اتاقهای جانبی و طبقه فوقانی شامل سالن وسیع و زیبائی است کهدارای چشم انداز خوبی بر اطراف و از جمله بر باغ دارد و دارای درهای مشبک و زیبائی است.
در اطراف باغ از جمله در طرفین سردر، دیواری به ارتفاع پنج و شش متر و هفت برج دیده می شود.
شترگلوی عباسی
پس از ورود به باغ و گذشتن از خیابان مصفائی که در وسط آن نهر آب زیبائی که همیشه آب از فواره های فیروزه ای آن در فوران است و درختان سرو بسیار زیبائی در دو طرف آن سر بفلک کشیده است؛ اولین ساختمانی که جلب توجهمی کند شتر گلوی عباسی است که به دستور شاه عباس بزرگ ساخته شده است. در جلوی این بنا حوض وسیعی دیدهمی شود و در پشت این بنا نیز حوضچه ای قرار دارد که از کف آن آب فوران می کند، این بنا در دو طبقه و به گونه ای ساخته شده که از هر طرف باغ می توان به آن وارد شد، در میان این ساختمان نیز حوضچه ای است که آب چشمه با طرح جالبی (موسوم به شتر گلو) در آن فوران می کند. بر روی دیوارها و سقف این بنا آثار نقاشی دوره صفوی با تصاویری از شکارگاه و شاهزادگان می باشد، این ساختمان قبلا به صورت سه طبقه و طبقه بالای آن به صورت کلاهفرنگی بوده است.
شتر گلوی فتحعلی شاهی
این بنا که در جنوب باغ واقع است به دستور فتحعلی شاه ساخته شده و شامل شترگلو و صفه مجاور و دارای دو حیاتخلوت در قسمت شرق و غرب آن است که کف صفه کلا از سنگ مرمر مفروش بوده و سقف آن به طرز جالبی نقاشیشده است که هنوز قسمتهائی از آن دیده می شود. کتیبه نستعلیق زیبای دور تا دور صفه مجاور حوض به خط محمد تقی حسینی کاشانی از خوشنویسان معروف اوایل دوره قاجار است.
اندرونی کریم خانی و اتاق شاه نشین
این بناها مجموعه مسکونی است که در جنوب باغ و در مغرب شترگلوی فتحعلی شاهی قرار دارد و در سال1176 قمری به دستور کریم خان زند و به همت آقا سلیم آرانی حاکم وقت کاشان، ساخته شده و شامل چندین اتاق تو در تو و حیاط و باغچه ای کوچک است که گفته می شود امیرکبیر به مدت 40 روز در این ساختمانزندگی کرده است. در مقابل اتاق شاه نشین حوضچه زیبائی ساخته شده است که دارای منافذ متعدد و منظمی استکه آب چشمه سلیمانیه فین به طرز جالبی در آن فوران می کند.
هنر معماری اشکانی 20 ص

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 20 |
هنر معماری اشکانی
مقدمه
پارت دربرگیرنده خراسان امروزی بود. در کتیبه بیستون که به داریوش بزرگ تعلق دارد از این ناحیه بعنوان یکی از ساتراپیهای ایران یاد می شود. در مورد نژاد مردم ساکن این سرزمین که پارت ها نامیده می شوند بین پژوهندگان و مورخان اختلاف نظر وجود دارد. بعضی این اقوام را از نژاد آریائی و گروهی از نژاد زرد چینی و مغولی دانسته و بالاخره عده ای نیز آنها را آمیزه ای از دو نژاد آریائی و زرد نوشته اند. اما امروز بیشتر خاورشناسان بر این باورند که پارتها آریائی بودند و به سبب اختلاف و آمیزش با سک ها بعضی از آداب واخلاق و رسوم آن اقوام را اخذ کرده اند یکی از طوایف مختلف یک بنام «دها» در منطقه بین گرگان کنونی و بخشهای شمالی دریای خزر سکونت گزیده . آنجا را به اعتبار نام خود دهستان نامیدند. هنوز چیزی از این ماجرا نگذشته بود که پارتهای آریایی با قبیله مزبور درآمیختند و طایفه دها قدرت و نیروی بیشتری بدست آورد. در نتیجه این پژوهش ها هیچ شکی باقی نمی ماند که پارت ها و یا بنا بر گفته مورخان ایرانی «اشکانیان» از نژاد آریائی بودند. اشکانیان نسبت به پارتها می رساندند. در خصوص نام اشکانیان نیز دو عقیده مختلف وجود دارد. گروهی معتقدند که چون نیاکان این دودمان در «آساک» می زیستند پادشاهان اشکانی نام سلسله خویش را از اقامتگاه اصلی پدرانشان گرفته اند. عده ای دیگر می گویند سلاطین اشکانی به اعتبار آنکه خود را از عقاب اردشیر دوم(اشک) می دانستند به ارشکانیان و اشکانیان معروف شده اند و تصور می رود که نظر اخیر به حقیقت نزدیکتر باشد.
هنر معماری اشکانی
با بر افتادن هخامنشیان و پیروزی اسکندر مقدونی هنر ملی ایران نخست دچار گسستگی شد سپس به هنری که آن را می توان هنر یونانی ایرانی خواند،انجامید. این هنر نسبت به هنر هخامنشی نشان از پس ماندگی بزرگی دارد. این وضع تا روی کار آمدن مهرداد دوم اشکانی (123 ق م) که امپراتوری اشکانی را به صورت یک قدرت بزرگ جهانی بر پا داشت، محسوس است. در این فاصله زمانی با 3 شیوه هنری در ایران روبه رو هستیم؛ 1- هنر تقلید شده از یونان 2- هنر یونانی 3- هنر ایرانی. اما تمایل به تجدد ملی در همه شئون فرهنگی وسیاسی از جمله در هنر که هرگز شعله های آن در ایران فرو ننشسته بود با پادشاهی مهرداد بار دیگر فزونی گرفت و راه بازگشت و رسیدن به هنر «ایرانی نو» هموار شد. دراین شیوه نوین هنر ایران هر چند به روشهای ابتدایی تر بازگشت داشت،اما با کوشش و تحولی همراه بود و هنر ملی ایرانی بدون آمیختگی با عناصر بیگانه بار زنده شد. بازگشت به چهره سازی تمام رخ که دوباره کاربر گسترده وهمه گیر در هنر اشکانی یافت، نمونه روشن این جنبش هنری است که در هنر پیش از تاریخ ایران دیشه داشت و به هیچ روی نمی توان آن را به هنر یونانی نسبت داد. با این دیدگاه،تمامی شاخه های هنر اشکانی را می توان بررسی کرد. در شهر سازی ساختن شهرها با طرح دایره ای شکل به طرح رسمی شهرسازی اشکانی تبدیل شد. دراین طرح ملاحظات دفاعی نقشی اساسی داشت. همین طرح درقرون وسطی درغرب با گستردگی تقلید شد و رواج یافت.
نخستین جلوه های هنر معماری پارتی را در نسا اولین پایتخت پارتیان (یا «اشک آباد» در چند کیلومتری شهر جدید «عشق آباد» پایتخت کنونی جمهوری ترکمنستان ) که کاوش های باستان شناسی آن به دست باستان شناسان روسی انجام گرفته است، می یابیم.
کاخ شاهی نسا هر چند از دیدگاه تزئینات حدی تحت تأثیر هنر یونانی است (مثلاً پیکره های اجداد شاهان پارتی که از گل ورزیده ساخته شده و به شیوه یونانی مقام ایزدی یافته اند)، اما خود بنا با شگفتی بسیار دارای طرحی 4 ایوانی برگرد یک حیاط است؛ طرحی که از نسای اشکانی آغاز شده است و همچنان به صورت طرح رسمی و سنتی ایران شناخته می شود و تا خارج از ایران و در بین النهرین گسترش یافته است.
پراکندگی آثار معماری اشکانی که در شرق از آی خانم وسرخ کتل و نسا آغاز می شود درداخل ایران امروز شامل باز مانده شهر صد دروازه (دامغان)، کوه خواجه (سیستان)، برده نشانده( خوزستان) و معبد آناهیتا(کنگاور) می گردد و تا کاخ آشور (عراق) و پالمیر(سوریه) ادامه می یابد از سویی، و محدود ماندن کاوش های باستان شناسی در شهرهای اشکانی از سوی دیگر، آگاهی های ما را در پیرامون دوران نزدیک به 500 ساله اشکانی به حد مطلوب نمیرساند. مصالح ساختمانی در این دوره بیش تر شامل خشت ،آجر، سنگ نتراشیده و تراشیده است. ملاط گچ و رواج طاق هلالی وایران به ویژه ایوان های سه گانه ای که در آن قوس ایران مرکزی از ایوان های جانبی بزرگ تر است، از ویژگی های این دوره به شمارمی رود.[1]
کوه خواجه درسیستان
در شرق ایران بنای معظم دیگری که به اشکانیان نسبت میدهند کاخ شاهی کوه خواجه درسیستان است که از قرن اول میلادی به جای مانده است این کاخ بر روی جزیره ای در دریاچه هامون یعنی مشرف به این دریاچه بنا شده ، ورودی بنا در سمت جنوب است. هنگامی که به حیاط مرکزی وارد می شویم دو ایوان بزرگ درسمت راست و چپ حیاط وجود دارد که آثار آنها هنوز برجای مانده است. مصالح معماری کوه خواجه خشت خام است و در دالان طویل این مکان بقایای نقاشی رنگین که نفوذ غرب درآن محسوس است به چشم می خورد. در نقوشی که در این کاخ نقاشی شده است سعی شده در یک طرح چند نفری برای نشان دادن عمق اشکال در پشت یکدیگر قرار گیرند، در این نقاشی های الوان سر اشخاص به صورت نیمرخ و تنه آنها تمام رخ است یعنی شیوه شرقی بیشتر رعایت شده است.آثار کوه خواجه آن طوری که باید و شاید تا کنون شناخته نشده و بعضی این آثار را مربوط به دوره ساسانی میدانند.
معبد آناهیتا در کنگاور
کاخ کنگاور در فاصله بین همدان و کرمانشاه را بعضی متعلق بهدوره سلوکی و برخی متعلق به دوره پارت و عده ای هم مربوط به اواخر دوره ساسانی می دانند. در اینجا یک حیاط بزرگ چهارگوش با دیواره بلند وجود داشت که در روی آن ستونهایی قرار داشتند، می نویسند در وسط آن معبدی به سبک یونانی با ردیف هایی از ستونها وجود داشته است. آقای مالکوم کالج نویسنده می نویسد: انحرافی که معماران طراح شکلهای یونانی در ساختن این مکان مقدس پدید آورده اند مایه تعجب باستان شناسان آثار یونان و روم شده است و آقای فلاندن هم در حدود 150 سال پیش این مکان را با معبد خورشید در پالمیر مقایسه کرده است. از کنگاور که بگذریم در؟؟؟؟ ایران آثاری که بتوان آن را شاخصی از هنر و معماری دوره پارت دانست به دست نیامده ، اخیراً درغرب ایران درباره زرده(بابا یادگار) مشرف به جلگه ذهاب(سر پل ذهاب) حفاریهایی صورت گرفته و آثاری از دوره پارت ها نمایان شده که مخلوطی از هنر یونانی و ایرانی است و آن را بیشتر متعلق به اواخر دوره پارت می دانند. آثار بدست آمده بیشتر شامل گچبریهای شاخص دوره پارت، سر ستون های نوع کرنتی با نقوش هلنی وسرهای تزئینی بنا از کارهای هنری دوره پارت که کاوشهای آن هنوز کامل نشده است می باشند اما در بین النهرین از دوره پارت آثار زیادی بدست آمده است که اهم آنها عبارتند از معبد خورشید، درهاترا، حفاریهای سلوکیه، آثار بدست آمده از نمرود داغ، کاوشهای دورا اروپا در حد مرزی متصرفات پارت، نیپور ، و کاخ آشور، و ؟؟؟؟ در اوروک.
پرستشگاه خورشید در الحضر (هاترا)
در حاشیه رودخانه فرات معبد الحضر که فرانسویان آن را هاترا می گویند. یکی از بناهای بسیار باارزش دوره پارت می باشد که برخلاف سایر ابنیه بین النهرین که به علت کمبود سنگ و چوب با آجر ساخته می شد دراینجا با سنگهای حجاری شده بنا گردیده است. بخش عمده معبد با دو ایوان قرنیه شروع شده ، در آغاز بنا با آجر بوده ولی بعداً تغییر عقیده دادند و سنگ آهک جای مصالح آجری را گرفته است و ایوان های آجری مبدل به تالارهایی با طاق ضربی شدند. سبک معماری در هاترا به گونه ای است که هر ایوان محور اصلی بنا است اگر لازم باشد می توان ایوانهای دیگری را به آن اضافه کرد. به این ترتیب کاخ هاترا از دو ایوان با اطاقهای جنبی تشکیل شده که نمای آن را چون تک تک بنا بهم پیوسته نشان می داده است و بعدها دو ایوان دیگر نیز در کنار آنها اضافه شده است.
[1] موسوی بجنوردی،کاظم ،گنجی،محمد حسن....[و دیگران] : ایران تاریخ، فرهنگ ،هنر، اول، تهران ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بهار 1385 ،ص ص 337-338 .
نجوم و معماری

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 10 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 2 |
نجوم و معماری
بسیاری از ویرانه های باستانی نمایانگر این امر هستند که افراد سازنده آنها، نه تنها برای صور فلکی و ریاضیات احترام ویژه ای قائل بوده اند ، بلکه دقت عمل فوق العاده ای نیز داشته اند. شکی نیست که تمدنهای باستان، از مصر تا مکزیک، به شدت درگیر محاسبات پیچیده فضایی، ریاضیات و فعالیتهای معماری بوده اند.هرچند بسیاری از مورخین و باستان شناسان بر سر اینکه این تمدنها دقیقا در کجا، کاری را دانسته انجام داده و کجا کاری تصادفی انجام گرفته است، دگیر بحث و مناقشه هستند، اما در اینجا مثالهایی که در اینجا آورده شده نشانه ای حیرت انگیز از ارتباط آگاهانه ریاضیات و نجوم در آثار معماری است.در جیزه مثالهای متعددی از توجه به مختصات جغرافیایی دیده میشود. برای مثال، چهار وجه هرم بزرگ جیزه کاملا- با خطایی بسیار ناچیز- رو به چهار جهت اصلی ساخته شده اند. در حقیقت، آنها کمتر از ۰/۲ درجه از این جهات منحرف شده اند. هرم بزرگ بسیار دقیق ساخته شده است، زاویه های آن تنها دو ثانیه با زاویه ۹۰ درجه کامل اختلاف دارد. برای درک بهتر این مقدار کافی است بدانید که هر درجه به ۶۰ دقیقه و هر دقیقه به ۶۰ ثانیه تقسیم میشود. به علاوه – و با وجود تردید عده ای از کارشناسان- این نظر وجود دارد که اهرام جیزه با ستارگان سیف الجبار یا Orion’s belt نیز مطابقت دارند.
چیچن ایتزا (Chichén Itzá) منطقه باستانی قوم مایا نمونه ای از تمایل فرهنگی این قوم به نجوم است. هرم عظیم پله دار کوکولکان (Kukulcan) که در کانون این محل قرار گرفته است، در هر یک از وجوه خود ۹۱ پله دارد، که در مجموع ۳۶۴ پله است. با افزودن سکوی بالایی تعداد کل پله ها ۳۶۵ عدد- به تعداد روزهای یک سال- است. علاوه بر این، در اعتدالین بهاری و پاییزی (اولین روز بهار و پاییز که ساعات روز و شب برابر هستند)، نور خورشید سایه یک مار عظیم را بر روی راه پله شمالی ایجاد میکند.
بنایی به نام کاراکول (Caracol) که بنا به اعتقاد کارشناسان به عنوان رصدخانه مورد استفاده قرار می گرفته است نیز در محل استقرار چیچن ایتزا وجود دارد. پنجره های این بنا طوری تنظیم شده اند که با نقاط جذاب و مهمی همطراز باشند. هرچند قسمت بالای این بنا آسیب دیده است، اما با بررسی پنجره های پایینی متوجه میشویم که آنها به سمت شمالی ترین و جنوبی ترین محل استقرار ستاره زهره، محل غروب آفتاب در اعتدالین ساخته شده اند و گوشه های بنا نیز به سمت محل طلوع و غروب خورشید در انقلابین است.
مایاها یک تقویم پیچیده نیز داشته اند که تنها یک روز در هر ۶۰۰۰ سال کم می آورده است. پیش بینی آنها از کسوف و خسوف به طور اعجاب آوری دقیق بوده است. شاید شنیده باشید که این قوم روز پایان جهان را پیش بینی کرده اند. این روز در تقویم امروزی میلادی، ۲۳ دسامبر ۲۰۱۲ خواهد بود. اگر ترجمه آنچه در تقویم مایا آمده صحیح باشد، به گفته آنها دنیا در حدود ۵ سال دیگر ناگهان به پایان خواهد رسید.
مایاها این عدد را بر پایه و اساس خاصی محاسبه کرده اند. این تاریخ زمانی را در چره تقدیمی زمین مشخص میکند که ما از عصر حوت خارج شده و به عصر دلو وارد میشویم.
اما حرکت تقدیمی چیست؟ همه میدانیم که زمین در حالی که به دور خورشید میگردد، بر روی محور خود نیز میچرخد و همانطور که از درس علوم دبستان به خاطر دارید، این محور کاملا عمودی نیست بلکه دارای زاویه ای در حدود ۲۳/۵ درجه است. اما این محور همواره چنین نیست، بلکه به آهستگی از زاویه ۲۴/۵ درجه به ۲۲/۱ درجه میرسد و هر ۴۱۰۰۰ سال یک دور کامل میزند.
درحالی که زمین چنین حرکتی دارد، به خاطر تغییر در نیروهای گرانشی، محور زمین در یک دایره در جهت عقربه های ساعت میجنبد. فقط تصور کنید که محور از بالا به سمت پایین شروع به چرخش کند. به این ترتیب زاویه زمین در حد ۳ درجه اختلاف، ثابت میماند، اما جهتی که به آن اشاره میکند، تغییر میابد. برای مثال در حال حاضر ستاره شمالی ما ستاره پولاریس یا جدی است. اما حدود ۱۳ هزار سال قبل، قطب شمال به سمت ستاره وگا یا نسر واقع اشاره داشته است و دوباره در حدود ۱۳ هزار سال بعد به سمت آن باز خواهد گشت. این چرخش تقدیمی در حدود ۲۵ ۷۷۶ سال دیگر کامل خواهد شد.
در حال حاضر ما در عصر حوت هستیم،به این معنا که خورشید هنگام طلوع در روز اعتدال بهاری، از محلی که صورت فلکی حوت در آنجا قرار دارد، برمیاید. اما بنا بر حرکت تقدیمی، هر ۲۱۶۰ سال یک بار در روز اعتدال بهاری، خورشید از یک صورت فلکی جدید بر می آید.همانطور که قبلا ذکر شد ما در اواخر سال ۲۰۱۲ از عصر حوت وارد عصر دلو خواهیم شد.
به این ترتیب، مایاها متوجه امری مهم در تغییر بروج و عصرها شده بودند و از اینرو، این تاریخ را زمان نابودی دانسته بودند. البته آنها تنها کسانی که برای اعدادی خاص اهمیت ویژه ای قائل بودند، نیستند. محیط هرم بزرگ جیزه در حدود ۳ ۰۲۳ فوت (۹۲۱/۴۱ متر) و ارتفاع آن ۴۸۱ فوت (۱۴۶/۶۰۹ متر است. از نظر عده ای شاید این اندازه ها در مقیاس ۱ : ۴۳ ۲۰۰ نماد نیمکره شمالی زمین باشد. نظر بحث انگیز دیگر این است که این اعداد درست ۲۰ برابر عدد حرکت تقدیمی ۲۱۶۰ هستند و نماد گذر زمین از ۲۰ برج فلکی و ایجاد “عصر”های گوناگون هستند.
این مثالها از اعداد تقدیمی، ریاضیات و جهت یابی نجومی که در سازه های باستانی یافت شده اند، حتی ذره ای از تشابهات یا لااقل تلاقیهای عامدانه موجود در مکانهای تاریخی و داستانها و اساطیر هم نیست. تئوریها و گمانه زنیهای موجود درباره این ساختمانهای دیدنی چه درست و چه نادرست، دقت وسواس گونه ای که در طراحی، محاسبه و ساخت آنها اعمال شده است، قابل چشم پوشی نبوده و حسی غریب و احترامی عمیق در انسان امروز ایجاد میکند. و ما تصور میکنیم پیشرفته هستیم…
میراث نهضت جدید معماری 45 ص

| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 27 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 47 |
میراث نهضت جدید 45 ص
میراث نهضت جدید نهضت جدید با الهام از جنبش های اجتماعی و نوع دوستانه قرن نوزدهم میلادی، انقلاب صنعتی و تحولات سیاسی و هنری که به همراه آن ظهور کرد، الگوهای معماری مورد استفاده در طراحی ساختمان ها، محلات مسکونی، و زیرساخت های شهری را دگرگون ساخت و در واقع معماران و طراحان محیط را به مسائل اجتماعی طراحی مسکن و فضاهای عمومی متوجه ساخت.
در امر آموزش و نهضت تجدد از رویکردهای کهنه دانشگاهی دوری جست و بیشر آثار معماری آن با پیروی از اصول طراحی پیشگامان نهضت ساخته شد.
هتل شهر درخشان لوکوبوریسه بسیاری از ساختمان ها و مکان های شهری که به این ترتیب به وجود آمدند فضاهای بسیار دلپذیری هستند.
بیشتر تجربه های اخیر طراحی محیط بر اساس انگاره های مکاتب معماری و طراحی شهری نهضت تجدد شکل گرفتند.
این مکاتب عبارتند از : آینده گراهای ایتالیا، که توجه ویژه ای به «فن آوری» و مدل های «حمل و نقل جدید شهری» داشتند، گروه دستیل در هلند، کوبیست های فرانسه، مکاتب خردگرا و ساختارگرای اتحاد جماهیر شوروی ] سابق[، که با «اکسپرسیونیزم انتزاعی» سروکار داشتند و مکتب باهاوس آلمان که با عملکردگرایی شناخته می شد.
در آمریکا، عقاید لویی سولیوان و فرانک لویدرایت هم مکاتب فکری معماری اروپایی را تحت تأثیر قرار دادند و هم با ویژگیهای خاص خود با آنها متفاوت بودند.
مدرسه هنرهای زیبای پاریس و مفاهیم «جدید» معماری.
دیدگاههای معماری اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی تحت تأثیر آموزشهای مدرسه هنرهای زیبای پاریس بود.
هدف معماران، طراحی مجموعه های ساختمانی با عناصری برگرفته از شیوه کلاسیک و نظامات معماری آن بود.
معماری «جدید» با کارایی فنی و مفاهیم زیباشناختی برگرفته از هندسه اقلیدسی (2) و در دهه های 1970 و 1980 میلادی با رشد مکتب فراتجدد، تغییر جنهتی در توجه طراحان به زیبایی شناسی نمادین و تا حدودی نیز به جنبه ای اجتماعی طراحی ایجاد شد.
نتیجه این حرکت، به جای تغییر بنیادین فکری، ارائه شیوه های جدید زیباشناختی بود (نگاه کنید به Blake 1984 ) .
با وجود اینکه در معماری دهه 1980 میلادی توجه فزاینده به نمادگرایی شده است، اما شیوه تفکر و پیشنهادهای پر بار معماران اروپایی و آمریکایی نهضت تجدد آن قدر نافذ است که ادامه در نظر گرفتن آنها به عنوان منابع اولیه بسیاری از تجربیات اخیر معماری و طراحی شهری غیر منطقی به نظر نمی رسد.
یعنی در نهایت و هم اکنون ما هنوز باید به منابع ارائه شده مدون یا تجدد رجوع کنیم.
تصاویر ذهنی نهضت «تجدد».
معماران تجدد گرا تصورات قوی ذهنی شهر جدید (1)، محلات شهری جدید (2)، و ساختمانهای جدید (3) بوجود آوردند.
سه تصویر ارائه شده نمونه تمام تصاویر موجود نیستند، ولی از موارد شاخص هستند.
این تصورات نظر بسیاری از طراحان را به خود جلب کردند، به گونه ای که اصول بوجود آورنده آنها در بسیاری از نقاط جهان توسط طراحان بکار گرفته شد.
در طراحی شهری، دیدگاههای مؤثر شامل انگاره های انگلیسی – آمریکایی شهر و ترکیب محله می شوند که از نهضت های اجتماعی و نوع دوستانه قرن نوزدهم میلادی الهام گرفته اند.
معروفترین آنها نهضت باغشهرهای هاوارد (1920) واحد همسایگی کلارنس پری، طرح رادبرن،
