لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
معماری روم
قدرت روم که پس از اتروسکها بر ایتالیا حاکم و جانشین ایشان شد. اقوام ستیزه ایتالیا را مطیع حکومت واحد روم گردانیده و سرانجام ملتهای اروپای غربی و مدیترانه و خاور نزدیک را در زیر پرچم امپراطور روم گرد آورد .که به گفته مورخ بزرگ روم « انقلابی پدید آورد که تا ابد در یاد ها خواهد ماند ،و امروز نیز ملتها آ« را احساسا می کنند.» در واقع اگر در بررسی امروزمان می بینیم که نبوغ یوناننین با تابش هر چه بیش تر در عرصه هنر ،علم ، فلسفه ، تاریخ، و به طور کلی در قلمرو عقل و تخییل می درخشید نبوغ رومی در عرصه فعالیتهای دنیوی حقوق و کشورداری پر تو افکنی می کند 15 .و به اعتقاد بسیاری دیگر هنر رومی از هنر یونانیان متولد گردید،هنر رومی به واقع انتشار دهنده میراث هنر یونانیان بوده است16. و هر چند عده ای اعتقاد بر این دارند که معماری رومی ریشه در معماری اتروریایی داشته است اما در واقع دارای خصوصیاتی یو نانی مآبی بوده است 17 .
اما آنچه که معماری رومی را متمایز از معماری اقوام دیگر همچون یونانیان میکنند را شاید بتوان به صورت ذیل توجیح کرد . که در واقع تمرکز قدرت های نظامی مالی و اداری روم باستان، دیر تر با تمرکز توان علمی و فرهنگی همراه شد و چنان که دانسته شده است، مدتی، توانمندترین شخصیتهای زبده، دانش و هنر زمان، را از دور و نزدیک جذب خود کرده است .و این امر تا آنجا که به تولید فضای معماری و به ویژگیهای آن باز می گرداند دارای پیاوردهایی به شرح ذیل است18:
-توان اجرایی متکی بر ثروتهای مادی با یا بی ( رشادتهای که به رومیان نسبت داده شده است) بر سایر تلاشها مقدم بوده و رشد دهنده و بر انگیزاننده تولید در زمینه های دیگر است .
- آنچه پیشتر در جهان یا از حوزه پر تحرک مدیترانه شقی با فراست و ظرافت ساده پرداخته شده بود و به همراه دستا آوردهای اتروسکها تنها فضاهایی را به شمار می آورد که می توانستند مورد بهره ورداری سریع حکومت تازه به قدرت رسیده قرار گیرند . شور و ذوقی که از تحرک اجتماعی و از امکانات مادی و اجرا بهره می برد و از اینها منبعث می نمود به تدر
یج به تولیدات تازه ای در معماری ، مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی ، نمایش، رقص و شعر منتهی شد که دارای اصالت بودند و توانستند بپایند .
اما آنچه در این نوشتار مورد اهمیت است و مورد اصلی بحث نیز می باشد ویژگیهای رومی می باشد که از مجموعه گوناگون و پر شمار معماری های رومین بیرون مزنند که به عبارتی میتوان این گونه دسته بندی نمود19 : پر شماری گونه های معماری ،گستره بودن حجم های معماری و شکفته شدن در صور هندسی و اتکاء به سیستم ساختمانها و استخوانبندی بناها به فنونی یکسره و نو و بر خوردار از کارایی گسترده که به مختصر در باره هریک چند سطری را در ادامه خواهیم نوشت.
پر شماری گونه های معماری
گسترش پر شتاب سلطه رو میان باستان باعث گردید که تر تیبی متداول و همه گیر و شکلی مجلل در معماری به وجود آورنند و هر آنچه را که می خواستند بزرگ می ساختند و در ساختن آن هم درنگ نمی کردند این روحیه رومیان در صورتی برای بومیان سرزمینهای تسخیر شده مقبول می افتاد که با رنگ و بوی محلی آمیزش پیدا میکرد .که پیدایش این بناها با مداخله که در وضع عمومی شهر ها به وجود می آورد تحرک و پویایی جدیدی به شهرها می بخشید به طریقی که آبراه ها ،حمامها ، ورزشگاها ،آمفی تئاتر ها و... دارای گوناگونی فراوانی گردید و انواع مختلفی به خود گرفت. این تنوع تنها در راستای اصلی کاربری، رده بندی بناها ممکن می شد و نه در مجموعه ای از ویژگیهای که تاثیر پذیری شدید از عوامل محلی نیز در بگیرد.این گونه مسائل باعث گردید که پر شماری گونه های بناها را در دوران رومیان داشته باشیم که یکی از ویژگیهای اصلی معماری آنان به شمار می آید که همراه و همزاد با تحرک اجتماعی و فرهنگی ،اقتصادی است و نمودی از شکوفایی یک تمدن است.
گستردگی حجمی بنا
یکی از نو آوری های رو میان در باب ترسیم یا تدوین پلان ولومتریک واحدهای معماری شهری این است که شالوده کالبدی بنا و در نتیجه شکل خارجی یا حجم آزاد را در تبعیت از شالوده کار بردی بنا می خواستند و در واقع معماران را وا می داشتند تا خود را از تصور پلاستیک و محدود هندسی برهانند و برخورداری از آزادی در تدوین نقشه را بر پیروی از پوششی یکپارچه و پیوسته را ترجیح دهند.مسلما با توجه به مسائل بالا حجم های معماری یک بنای واحد ضمن بر خورداری از ترتیب و تدرجی که دارای اصالت و ارزش کاربردی است با یک دیگر ترکیب شوند و ساختمان به شکلی ارگانیک بر روری زمین استقرار یابد که این کار مستلزم این است که یک بنا توسط معمارانی ساخته و پرداخته نشود که دارای سبک و روش خاصی هستند بلکه از شیوه های فنی و اجرایی متداول و نیز در پیروی مستقیم از دولت عمل کنند و دیگر همچون یو نانیان پی جوی اینکه نگاه بیننده را به یک نمای خاص توجه دهند نباشند .
با توجه به سطور بالا برای شناخت یک بنای رومی به آنچه که درون آن اتفاق می افتد باید توجه کرد و عوامل داخلی آن را باید مورد بررسی قرار داد.تا بتوان به درک صحیحی از آن داشت.
فنون اولیه ساختمان
رومیان به منظور بر پایی بناهای خود از روشها و فنون خاصی بهره می گرفتند و با توجه به اینکه این فنون تاثیر به سزایی در شکل بنا ها داشته و در زمینه روان شناختی معماری نیز اثر گذار بوده که اشره به آن بی فایده نمی باشدمخصوصا که این وجوه مشخصه معماری رومی می باشد که می توان چنین دسته بندی کرد:
-اوپوس کو آدراتوم.که عبارت است از سنگهای چهار گوش تراش که معمولا منظم اند و گاه تراش کامل ،که به صورت افقی کنار یکدیگر قرار داده می شدندکه علاوه بر کارایی های ساده در ساختن قوسها و پوششهای گهوارهای به کار می رفته است.
-اوپوس سیلیکئوم. عبارت است از دیواری که سنگهای به شکل نا منظم و دارای اندازه های جور وا جور بنا می شده است.
-اوپوس کمنتی کئوم. عبارت است از ترکیبی از لاشه سنگهای نا منظم و گاه خردی که به وسیله ملات به یکدیگر می چسبند و شکلی کم وبیش یکنواخت و یک پارچه می یابند که در موارد پیشرفته برای تعبیه پوششها استفاده می گردید.
-اوپوس لاتریکیوم. که روش به کار بردن خشت خام و آجرهایی که در کوره پخته شده اند در بنای پیکره های ساختمانی مبتنی است.
بیشترین و یا نوترین ابداع ساختمانی رومیان را در بنای قوسها و طاقها ی منحنی شکل می یابیم که تناسب و اندازه هایی هستند همزمانپاسخگو به نیازهای فنی و کاربردی و زیباشناختی .
بیشتر ساختن و تند ساختن دوری جستن از تلاش های نظری خالص در زمینه مدلهای کاربردی و سیتم های اندازه گذاری معطوف به شکل ظاهری بنا ها، پاسخ گویی به نیازهای
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 26 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
معماری صفویه
مقدمه :
یکی از درخشانترین دورههای هنری ایران پس از اسلام دورهی صفویه است. در سال 907 قمری (1502 م) شاه اسماعیل، سلسله صفوی را تاسیس کرد. در این دوره مراکز و کانونهای صنعتی و هنری در ایران افزایش یافت، درابتدای تاسیس این سلسله، تبریز پایتخت بود و به همین سبب این شهر مرکزی شد برای فعالیتهای هنرمندانی مانند خطاطان، تذهیبکاران، نقاشان و صحافان و همچنین هنرمندانی که در دیگر فنون و صنایع کار میکردند و هنرمندانی که در معرقکاری و رنگآمیزی کاشیها و در بناها و کتیبهها نقش داشتند یا هنرمندانی که در صنایع منسوجات و بافت پارچه به کار میپرداختند.
در اواخر قرن دهم قمری، در زمان شاه عباس پایتخت از قزوین به اصفهان انتقال یافت. با انتخاب پایتخت جدید، این شهر به عنوان یکی از درخشانترین شهرهای خاور گسترش پیدا کرد. بازارها، کاخها، مساجد، باغها، پلها در نقشهی شهر گنجانیده شده بود. در این زمان همهی بناهای مذهبی با تزیینات کاشیکاری آرایش شدند. بناهای مسجد شیخ لطف الله سر درب قیصریه و مسجد امام (شاه) در میدان نقش جهان با کاشیهای معرق مزین شدند. آجرهای مربع کاشی منقوش، معروف به آجرهای «هفت رنگ» در بناها به مقیاس گسترده مورد استفاده قرار گرفت. نقش و نگار کاشیها و رنگهای آنها زینت خاصی به بناهای این دوره بخشیده است. نه تنها دیوارها، بلکه گنبدها، ایوان، طاقنماها سر درب ورودیها و مناره با کاشی و موزاییک آراسته شد. ساخت سر دربهای بزرگ با کاشیهای شفاف و گچبری مقرنسکاری در عصر صفویه پیشرفت بسیار داشت. ترکیب سر درب بزرگ و منارههای طرفین آن با صحن چهار ایوانی و ساختمانهای اطراف آن و قرار دادن گنبد به گونهای که با همهی ساختمان متناسب باشد، در معماری زمان صفوی به درجهی کمال رسید. با توجه به امنیت ایران در این دوره بناهایی بزرگ و عالی مانند کاخهای عالی قاپو، چهل ستون، هشت بهشت و تالار اشرف در اصفهان و بقعه شاهزاده حسین، سر درب عالی قاپو و چهل ستون در قزوین ساخته
شدند. دیوارهای این کاخها از کاشیهای خوش آب و رنگ پوشیده شده و میان مجموع آن ها با نقوش نقاشان معروف آن دوره پیوند است. سقفها و دیوارها نیز غالبا با منبتکاری تزیین میشدند.
تزیینات چوبی در بناهای غیرمذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها میزان بیشتری از تذهیبکاری و نقاشیهای لاکی استفاده میشد. طرحهای آنها با هنر مینیاتور دارای رابطهی نزدیکی بود. کندهکاری و خراطی به ویژه در دربها و سقفها خود هنر خاصی در این دوره بوده است. نقاشیهای دیواری (فرسک) در کاخ عالی قاپو، قصر روی ایوان عباسی و ایوان جنوبی قرار دارند. طلاکاری ایوان صحن کهنه به فرمان نادر شاه افشار انجام شده و از این رواست که به «ایوان نادری» معروف است. به طور کلی برخی از بهترین تزیینات و آیینهکاری و نمونهی کاشیکاری سه دورهی تاریخی متوالی را در آن مکان مقدس میتوان دید. زیرا مسجد گوهرشاد در زمان تیموریان، صحن قدیمی در زمان صفویه و صحن نو در دورهی قاجاریه ساخته شده است.
با نگرشی کلی به هنرهای این دوره، باید پذیرفت که در دورهی صفوی، بار دیگر عصر نوین و درخشانی در هنر ایران طلوع کرد. در هر دوره، هنری که در نوع خود زیبا و کامل بوده پدیدار شده است. در قرن دهم قمری هنرمندان ایران به مزایا و نتایج تازهای دست یافتند. در آن دوره قالیهایی بافته شده که تا آن تاریخ نظیر نداشته است. در فلزکاری عصر صفوی، بر پایهی سنتهای قدیم و مهارت فلزکاران این دوره، هنرمندان چیرهدستی مجال ظهور یافتند. مصنوعات طلاکاری، نقرهکاری و برنجسازی رونق بسیار داشت و آهن و فولاد نیز گاه طلا و نقرهکوب میشد. طراحان و نقاشان، این زمان با ابداع شیوههای جدید، موازین تازهای در سبکهای خود ایجاد کردند. در نقرهکوبی و حکاکی ظروف، پایههای شمعدان یا بخوردانها، نوشتار اشعار فارسی به خطوط خوش نستعلیق جایگزین کتیبههای عربیشد.
معماری ایران در دوره افشاریه و زندیه: ظهور نادرشاه افشار به سلطنت صفویه خاتمه داد. با آن که در عالم سیاست به او اهمیت بسیار داده شده است. اما در
این دوره در عالم هنر پیشرفت چشمگیری دیده نمیشود؛ تنها زرگری و طلا و نیز میناکاری ترقی داشته است. همچنین بعضی از قرآنهای نفیس مذهب در دست است که به زمان نادر نسبت داده میشود، کاخ خورشید و برجهای دیدهبانی شهر کلات از هنر معماری این دوره است. اندکی پس از مرگ نادر، کریمخان زند در شیراز مستقر شد و در آن شهر عمارات بزرگی بنا نمود که به نام او مشهور است. از جملهی آنها، ارگ کریمخان، مسجد، حمام و یک بازار است. از ویژگی های کاشیکاری این دوره، استفاده از نوعی رنگ گل سرخ است که در زمان قبل دیده نمیشود. تزیینات کاشیکاری در بدنهی بناها از آجرهای کاشی و زمینهی سفید بود. صورت شخصیتهای رسمی، صحنههای هنرنمایی رستم پهلوان ملی، شکار و دورنماها در کاشیکاریها دیده میشوند.
در باره ویژگیهای و دستاوردهای معماری اصفهانی نکات زیر را می توان نام برد34:
- ساده شدن طرحها که در بیشتر ساختمانها ، فضا ها یا چهار پهلو هستند
- هندسه ساده و شکلها و خطهای شکسته بیشتر استفاده می شد
- در تهرنگ ساختمانها نخیر و نهاز کمتر شد و لی ساخت گوشه های پخ از این زمان آغاز شد
- پیمون بندی و بهره گیری از اندام ها و اندازه های یکسان
- سادگی طرح در بنا ها هم آشکار گردید.
فصل دوم :
نگاه اجمالی
در دوران صفویه به علت توجه مخصوص سلاطین این سلسله به هنر وضعیت و تشویق آنها تحولات زیادی در معماری ایرانی ایجاد گردید. فن معماری در این دوره فوقالعاده ترقی کرده و ابنیههای زیادی از قبیل مساجد و مقابر ائمه و پلها و کاخها ساخته شد که امروزه نیز پابرجا هستند. قسمت اعظم شاهکارهای معماری دوران صفویه در
اصفهان است و این شهر در آن دوره بسیار زیبا و دیدنی بوده است بطوری که سیاحان غربی در سفرنامههایشان از زیبایی اصفهان زیاد تعریف کردهاند. از جمله معماریهای مهم عصر صفوی در اینجا بررسی میشود.
عالی قاپو چهل ستون پل اللّهوردیخان پل خواجو چهار باغ میدان شاه مسجد شاه مدرسه چهار باغ کاخ هشت بهشت در اصفهان کاخ عالیقاپو قزوین
وقتی شاه عباس اصفهان را پایتخت خود قرار
داد، نقشه جدیدی برای شهر طرح کرد: خیابان بزرگ و معروف چهارباغ را او ساخت و طرفین خیابان را دستور داد درخت بکارند. این خیابان به پل بزرگی که روی زاینده رود است، میرسد. در میانه شهر، میدان بزرگ «نقش جهان» قرار دارد. مسجد امام (شاه) درسمت جنوب و قصر عالیقاپو در مغرب و مسجد شیخ لطفالله در مشرق و سردر بازار قیصریه در شمال آن جای گرفتهاند. این میدان جای چوگانبازی بوده و دروازههای سنگی که برای این بازی ساخته شده، هنوز در دو سوی میدان موجود است. در چهار سوی این میدان قریب دویست باب حجرات در دو طبقه ساخته شده است.
عالیقاپو با ایوان بلند آن در مغرب میدان جای دارد. عالیقاپو دارای جلوخان و شش طبقه ساختمان است که در هر طبقه تزیینات و گچبری و نقاشی موجود است. ایوان رفیع آن با ستونهای چوبی وسقف خاتم نیز بسیار جالب است.
سردر بازار، بخش شمالی، علاوه بر کاشیکاری زیبا، مجالس نقاشی زیبایی دارد که قسمتی از آن شامل تصاویر جنگ شاه عباس با ازبکان و مجالس بزم شاهی است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 33 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
مقدمه
در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ میتوان به رابطهی مستقیم و عمیق بین نحوهی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور کلی آن چه را فرهنگ مینامیم و آنچه که به عنوان اثر معماری عرضه مینماید پی برد.
به این معنی که نحوه ی تفکر و تفسیرانسان از هستی در شکلگیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان کالبد معماری شکل میگیرد، متأثر از کیفیات روحی است، که خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابهی نقاشی کودکی که از روی آن میتوان به نحوه تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشیاش پی برد.
مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزهی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونیهایی گردیده که باز خورد آن را میتوان در تعدد سبکها مشاهده کرد. به این معنی که، این معماری است که آن تفکرات را توصیف میکند.
هر تفکر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.
مطالعه حاضر، که به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجهی کلی را استنباط نموده است.
در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبکهای دیکانستراکشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسهی این دو سبک اختصاص یافته است.
در بخش پنجم نیز نتیجهگیری و جمعبندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن که فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.
1
مقدمه
در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ میتوان به رابطهی مستقیم و عمیق بین نحوهی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور کلی آن چه را فرهنگ مینامیم و آنچه که به عنوان اثر معماری عرضه مینماید پی برد.
به این معنی که نحوه ی تفکر و تفسیرانسان از هستی در شکلگیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان کالبد معماری شکل میگیرد، متأثر از کیفیات روحی است، که خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابهی نقاشی کودکی که از روی آن میتوان به نحوه تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشیاش پی برد.
مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزهی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونیهایی گردیده که باز خورد آن را میتوان در تعدد سبکها مشاهده کرد. به این معنی که، این معماری است که آن تفکرات را توصیف میکند.
هر تفکر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.
مطالعه حاضر، که به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجهی کلی را استنباط نموده است.
در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبکهای دیکانستراکشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسهی این دو سبک اختصاص یافته است.
در بخش پنجم نیز نتیجهگیری و جمعبندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن که فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.
1
مقدمه
در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ میتوان به رابطهی مستقیم و عمیق بین نحوهی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور کلی آن چه را فرهنگ مینامیم و آنچه که به عنوان اثر معماری عرضه مینماید پی برد.
به این معنی که نحوه ی تفکر و تفسیرانسان از هستی در شکلگیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان کالبد معماری شکل میگیرد، متأثر از کیفیات روحی است، که خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابهی نقاشی کودکی که از روی آن میتوان به نحوه تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشیاش پی برد.
مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزهی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونیهایی گردیده که باز خورد آن را میتوان در تعدد سبکها مشاهده کرد. به این معنی که، این معماری است که آن تفکرات را توصیف میکند.
هر تفکر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.
مطالعه حاضر، که به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجهی کلی را استنباط نموده است.
در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبکهای دیکانستراکشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسهی این دو سبک اختصاص یافته است.
در بخش پنجم نیز نتیجهگیری و جمعبندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن که فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.
1
مقدمه
در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ میتوان به رابطهی مستقیم و عمیق بین نحوهی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور کلی آن چه را فرهنگ مینامیم و آنچه که به عنوان اثر معماری عرضه مینماید پی برد.
به این معنی که نحوه ی تفکر و تفسیرانسان از هستی در شکلگیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان کالبد معماری شکل میگیرد، متأثر از کیفیات روحی است، که خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابهی نقاشی کودکی که از روی آن میتوان به نحوه تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشیاش پی برد.
مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزهی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونیهایی گردیده که باز خورد آن را میتوان در تعدد سبکها مشاهده کرد. به این معنی که، این معماری است که آن تفکرات را توصیف میکند.
هر تفکر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.
مطالعه حاضر، که به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجهی کلی را استنباط نموده است.
در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبکهای دیکانستراکشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسهی این دو سبک اختصاص یافته است.
در بخش پنجم نیز نتیجهگیری و جمعبندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن که فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 36 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
معماری سرویس گرا
بسم الله الرحمن الرحیم
فهرست مطالب
چکیده
فهرست شکل ها و جداول
چکیده
معماری سرویس گرا به عنوان یکی از آخرین دستاوردها در تولید نرم افزار، به نظر می رسد، در سالهای آتی معماری غالب صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد. علت بوجود آمدن این معماری، ایده ای بود که در ذهن تعدادی از معماران آن وجود داشت و آن نرم افزار به عنوان سرویس بود. در مدل نرم افزار به عنوان سرویس، شما نرم افزار خود را بگونه ای طراحی می کنید که قابل استفاده توسط سیستم های دیگر باشد یعنی دیگران می توانند برای استفاده از سرویس شما ثبت نام کنند و هر موقع که لازم داشتند از خدمات آن بهره ببرند، همانند حالتی که در مورد شبکه های تلویزیون کابلی وجود دارد. تا زمانی که شما به سرویس متصل هستید، می توانید هر لحظه که خواستید از سرویس استفاده کنید.
واژه های کلیدی
SOA = Service Oriented Architecture,
SOE = Service Oriented Enterprise,
SOI = Service Oriented Infrastructure,
MDA = Minimum Descent Altitude,
XML = Extensible Markup Language,
خوش تعریف = Well-defined,
WSDL = Web Service Description Language,
SGML = Standard Generalized Markup Language,
واحدهای نرم افزاری آماده در شبکه = Network-available Software Unit,
سرویس های سطح کسب و کار = Business-level services,
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
پیش از آنکه حضرت رضا (ع) در سال 203 هجری قمری شهید و در این محل مدفون شوند و نام مشهد پیدا شود در مجاور آن شهری قدیمی به نام نوغان وجود داشت که مرکز ولایت تاریخی و مهم توس بود . بدان سبب والیان توس در نوغان مستقر می شدند . حمید بن قحطبه از والیان توس در سال 159 قمری درگذشت امّا کاخ و باغ وی همچنان دایر و آباد بود تا اینکه خلیفه هارون الرشید در سال 193 هجری به هنگام سفر به خراسان در آن مستقر شد و درگذشت چون جسد هارون الرشید را درباغ حمیدبن قحطبه دفن کردند قبّه و بقعه ای بر روی مدفن وی ساخته شد که به بقعه هارونی شهرت یافت . ده سال پس از مرگ هارون نیز حضرت رضا (ع) توسط مأمون در نوغان شهید شد و به امر و صلاح دید وی در همان بقعة هارونی به خاک سپرده شد . از آن پس به محل مزبور مشهد گفته شد . بدین سان هستةاولیة شهر کنونی مشهد درسال 203 قمری در مجاور شهر قدیمی نوغان شکل گرفت . بنابراین هرچند مشهد با این نام قدمتی هزارودویست ساله دارد امّا شاخه ای نورسته از ریشةقدیمی به نام نوغان است که عمر آن به مراتب بیش از هزار و دویست سال است . اگر دو واقعة مرگ هارون الرشید و شهادت حضرت رضا (ع) در نوغان توس روی نمی داد نوغان به مشهد کنونی تبدیل نمی شد و شاید دومین شهر کشور نمی گردید . حال باید دید مقر شهر مشهد شایستگی احداث شهری چنین بزرگ را داشته است . این شهر در دشتی حاصلخیز میان دو رشته کوه پرآب به نامهای هزارمسجد ( در شمال ) و بینالود ( در جنوب ) در کنار رودخانه ای به نام کشف رود واقع شده است . دشت مزبور که حدود هفده هزار کیلومتر مربع وسعت دارد حوضةآبریز کشف رود را تشکیل می دهد و از دیرباز به ولایت توس شهرت داشته است . سرچشمةکشف رود درکنایش رادکان واقع در 70 کیلومتری شمال غرب مشهد قرار دارد . کشف رود از حدود یک فرسنگی شمال مشهد می گذرد و در محل پل خاتون واقع در جنوب شرق سرخس ، به فاصلة تقریباًصدو پنجاه کیلومتری مشرق مشهد ، به هریود می پیوندد .
بنابراین مشهد در بدو امر در حاشیة رودخانه ای پرآب واقع بوده ، امّا به سبب آنکه بستر کشف رود در ارتفاعی کمتراز مقر مشهد جریان دارد . دسترسی به آب آن برای اهالی شهر به سادگی مقدور نبوده است . بدین سبب اغلب روستاهای مجاور شهر و هم خود نوغان و مشهد از آغاز تا اوایل قرن حاضر عموماً با قنات مشروب می شده اند . این امر سبب شده است تا پس از پیدایش مشهد و روی آوردن سادات و شیعیان به سوی آن با کمبود آب روبرو شود و در نهایت مرکزیت توس را از اوایل سدةچهارم هجری از دست بدهد . در قرون بعد نیز هرگاه جمعیت شهر به سببی رو به افزایش گذاشته اولین معضل آن کمبود آب بوده است که اکنون نیز یکی از مهمترین کمبودهای مشهد آب شرب آن است . امّا از نظر سلامت هوا ، مشهد دارای چنان آب و هوایی بوده که عوماً گفته می شده است در این شهر طاعون شیوع نخواهد یافت . همچنین از نظر زلزله ، مشهد در محلی امن و بدون گسل قرارگرفته به گونه ای که در عمر 1200 ساله آن تنها یک زلزله نسبتاً مهم در آن روی داده که مرکز آن هم شهر نیشابور بوده است .
به جز آنچه گذشت مشهد بر سر بزرگترین شاهراه ارتباطی خراسان ، یعنی جاده ابریشم و در میانة شهرها و ولایات مهمی چون توس ، نیشابور ، هرات ، جام ، خبوشان ( قوچان ) و دشت خاوران ( شهرهای نسا و ابیورد ) و قلعةکلات واقع بوده که امتیاز مثبت مهمی برای آن محسوب می شده است .
مراحل گسترش شهر مشهد :
در اوایل سدة ششم هجری میان شهر سنّی نشین تابران و شهر شیعه نشین مشهد نزاع شدیدی درگرفت به گونه ایک ه در سال 510 هجری قمری اهالی تابران به مشهد حمله کردند و در پی آن اولین حصار باری این شهر احداث گردید . در سال 807 هنگامی که شاهرخ بن امیرتیمور به جای پدر نشست و هرات را مرکز حکومت خویش کرد شهر مشهد را مورد توجه ویژه قرارداد و در صدد عمران آن برآمد . همسر وی گوهرشاد نیز با احداث مسجد جامع گوهرشاد در این شهر عملاً آن را به دومین شهر قلمرو همسرش تبدیل کرد . چون این عنایتها سبب فزونی جمعیت مشهد و کمبود آب در آن گردید امی علیشیر نوائی در اواخر سدةنهم آب چشمة گُلَسب توس را باهمت شخصی به مشهد منتقل کرد و آن را مدتی از ضایعه کم آبی رهانید . در سال 860 هجری قمری بابرین بایسنقر گورکانی که به مرض صعب العلاجی مبتلا بود ا زهزات به مشهد آمد و پس از زیارت و توسل به حضرت رضا (ع) شفا یافت و او کلمة « مقدس » را بعد ازنام مشهد افزود و از آن زمان به بعد این شهر به مشهد مقدس شهرت یافت .
حملة مکرّر ازبکها به خراسان در نیمة اول سدة دهم سبب شد تا فرزند و جانشین شاه اسماعیل یعنی شاه تهماسب در حدود سال 940 قمری اقدام به احداث بارویی نو برای مشهد نماید ، که حدود چهارصد سال عمر کرد و تا زمان ما باقی ماند.
چون حملات ازبکها به خراسان در تمام سدة دهم بی وقفه ادامه داشت ، آنها در سال 997 مشهد را متصرف شدند و تعداد کثیری از اهالی آن را کشتند . امّا به ابنیه تاریخی صدمه ای نزدند . ده سال بعد شاه عباس جوان ایشان را زا خراسان راند و کمی بعد( سال 1010 ) از اصفهان پیاده به زیارت مشهد آمد و این شهر رامهمترین کانون زیارتی کشور کرد . این عنایتها سبب افزایش جمعیت مشهد و زائران آن شد و دیگر بار شهر را با کمبود آب روبرو ساخت. بدان سبب شاه عباس ، خیابانی در مشهد احداث کرد و آب چشمه گلسب را به ضمیمه آب چند قنات وارد خیابان مزبور کرد و موقوفاتی هم به آن اختصاص داد . این اولین مداخلة جدی دریافت کالبدی مرکز شهر مشهد بود که تأثیرات قابل ملاحظه ای در سمت گیری توسعة آتی شهر مشهد برجا نهاد .این خیابان با الهام از خیابان چهارباغ عباسی اصفهان از دروازة جادة قوچان تا دروازة جادةسرخس با عرض زیاد و چشم انداز زیبایی از حرم مطهر نیز در حاشیةمرکزی آن قرار داشت ، ایجاد شد .
در توصیف خیابان شیراز ی نوشته انگلیسیان چنین آمده است :
” خیابان را می توان مشخص ترین منظره نقشه زمینی شهر دانست که از شمال غرب تا گوشة جنوب شرق آن امتداد می یابد . تمام طول آن، اندکی کمتر از 2 مایل ( 3 کیلومتر ) و عرض آن 25 یارد ( 23 متر ) است . سطح خیابان سنگفرش شدهاست و قدری پایین تر از نیمه خیابان ، نهر آبی جریان دارد که آب آن برای هر منظوری که بتوان فکرش را کرد مورد استفاده ساکنین شهر قرار می گیرد و در حاشیه اش درختانی از نوع چنار ، توت و تبریزی با فاصلة نامنظم غرس شده است . علاوه براین دو طرف خیابان با یک ردیف تیرهای فرسوده ، چراغهای روشنایی و مغازه های مختلف تزئی شده است . این خیابان در طول روز و در ساعات کسب وکار پر از جمعیت از طبقات مختلف ، از اهالی شهر و یا زواری است که وارد شهر شده اند . لکن به علت عرض کم خیابان تقریباً 3/2 طول آن تا انتهای شمال غرب با میزان رفت و آمد انبوه جمعیت متناسب نیست و در عین حال یک گذرگاه سرپوشیده ، محدودة حرم و اماکن موقوفه و بست را زا یکدیگر جدا می سازد . از این گذرگاه بجز مسلمانان و حیوانات بارکش بقیه مردم و وسائل نقلیه دیگر ، اجازة عبور و مرور ندارند . اجرای این مقررات به قدری جدی است که اگر حیوانی وارد منطقه ممنوعه شود به نفع دارایی بیوتات حرم مطهر مصادره می شود . همة رفت و آمد ها در اینجا اجباراً به کوچه های باریکی ، که محلة اماکن مقدسه را دور می زند رانده می شود و از آنجا دوباره به سمت خیابان که در جنوب شرقی بست واقع شده هدایت می گردد .”
همچنین در جای دیگر گفته شده است که :
” بجز خیابان ، معابر مشهد چیزی وسیعتر از کوچه هایی با دیوارهای بلند گلی نیست . معابر اصلی به صورت نامنظمی سنگفرش شده اند .”
همچنین به منظور بازرسی و وصول عوارض کالاهای وارداتی به شهر در دوازه های عیدگاه و بالا خیابان ، پستهایی دایرشده و ورود کالاها از سایر دروازه ها ممنوع است . باروی شهر دارای شش دروازه بوده که به شرح زیر است :
نام دروازه
محل احداث
نام دروازه
محل احداث
بالا خیابان
سراسب
ارگ
شمال غرب شهر
غرب
جنوب غرب
عیدگاه
پایین خیابان
نوغان
جنوب
جنوب شرق
شمال شرق
مداخلة صفویه در ایجاد محور بالا خیابان و پایین خیابان و تدارک رشد خطی شهر حول محور مذکور بعدها با تقویت مراکز اداری میدان شهدا و ایجاد محور جدید دیگری به موازات آن ( خیابان بهار ) حرکت عمومی شهر را به سمت غرب تشدید کرد . در سال 1307 هجری شمسی در زمان رضا شاه فلکه وسیعی در اطراف حرم با عرض خیابانی حدود 30متر در دورآن احداث و به نام فلکة شمالی و جنوبی نامیده شد . خیابان اصلی مشهد که درآن تاریخ خیابان نادری (شیرازی ) نامیده می شد ، تعریض و خیابان تهران ( بلوار حضرت امام رضا «ع» ) ، خیابان طبرسی و خیابان نواب صفوی ( پایین خیابان ) و خیابان شیرازی( بالاخیابان ) بصورت چهارخیابان اصلی در مرکز شهر ایجاد شد .
یکی از پرتنش ترین مداخله ها در زمینه تغییر چهرة مرکز این شهر عبارت بود از تخریب ابنیه اطراف حرم مطهر در سال 1345 و ایجاد فضای سبز در این محدوده در مطالعات طرح یاد شده که از سوی مهندسان مشاور بور بور و همکاران تهیه شده است در مورد بافت مرکزی مشهد چنین آمده است :
” بافت شهرسازی اطراف حرم مطهر حضرت رضا (ع) از لحاظ تاریخی جالب توجه نیست و بازمانده قسمت هایی طرح ریزی نشدهاست که در اطراف اماکن مذهبی به واسطه امنیت بیشتر به صورت خودرو در قدیم به وجود آمده است و به واسطة وضع نامطلوب ساختمانی آنها مرتباً مورد نوسازی قراگرفته اند . لذا با وجود قدمت مجموعه مرکزی ساختمانها و بافت اطراف آن هیچگونه ارزش تاریخی ندارد .”
مجله هنر و معماری شماره 20 در خصوص فرآیند این طرح گزارش زیر را ارائه می دهد :
” یکی از مهم ترین پیشنهادهای این طرح این است که برای اولین بار در ایران نوسازی مرکز شهر به صورتی اجرا خواهد شد که در آمد آن نه تنها جوابگوی هزینه اش می باشد بلکه درآمد اضافی هم خواهد داشت و این روش به صورتی تنظیم شده که هزینه خرید زمین ها ، ساختمانها و سرقفلی به قیمت واقعی روز پرداخت گردد و هیچ نوع اجحاف و یا درخواست کمک مالی چه از اشخاص و چه از دولت نگردد .”
در اردیبهشت سال 54 برنامه تخریب بناهای اطراف فلکه حرم مطهر تا شعاع وسیعی به مرحلة عمل درآمد . پیاده شدن این برنامه که از تغییرات عمده در سطح شهرمشهد است چهره مرکز قدیمی آن را بکلی دگرگون کرد .
شکل گرفتن هرجزءاز مجموعه و نحوة استقرار آن در پیوند با شهر در تمامیت آن مطرح بوده است . بازارها و بخصوص شاخة اصلی آن ( بازار بزرگ ) که تا قلب و هسته مجموعه نفوذ می کرده است و رابطه آن با صحن ها و مسجد جامع گوهرشاد و بستهای بالا خیابان و پایین خیابان و ارتباط کالبدی آن با مجموعه ای از عناصر و ویژگیهای بسیارمهم معمارانه و شهرسازی محل بوده است . چنانکه ارتباط بازارها ، بستها و صحنها را با یکدیگر در نظر بگیریم مشاهده می نماییم که چه طور یک تداوم وحرکتی از فضایی به فضای دیگر وجود داشته است . بازار قدیمی و بستها اجزاء جدایی ناپذیر مجموعه واحدهای وابسته به بناهای مذهبی بوده اند . این اجزا در رابطه با صحن ها در تداوم و حتی تشدید کارکرد یکدیگر سهم بسزائی داشته اند . و در نهایت جریان داشتن زندگی را نشان می داده اند.
مردم پس از گذشتن از فضای باز فلکه به فضای خاص بستها وارد می شدند و سپس با عبور از سرپوشیده ها بداخل صحنها میرسیدند و یا با گذشتن از مسیر بازارها آمادگی کامل را برای ورود به محوطه صحن حرم مطهر و انجام زیارت پیدا می کرده اند . اینمسیر در هر حال شکل و روحیه خود را در فکر مردم مشهد و زوار در طول سالها تثبیت کرده بود . پس از این تخریب وسیع که شامل بسیاری آثار قدیمی نیز بود ناحیه وسیعی خالی گردید که تبدیل به فضای سبز شد . بدنه های خارجی بناها نماسازی مجدد شد و دیوار بلندی در دور فلکه ب طاقنماهای آجری شکل گرفت که فلکه را از منطقه اطراف آن جدا می کرد . پس از این اقدامات مجموعه بازار رضا با 2081 واحد مغازه را در کنار میدان بیت المقدس فعلی با یک معماری نامناسب و روی محور خیابان طوس که یک شاخه از خیابان کمربندی عبوری بافت قدیمی برای کاهش حجم تردد ترافیک در فلکه بود ایجاد شد . آنچه که ایجاد شده بود از فضای بزرگ و وسیع اطراف مجموعه بجای مانده و دیوار دور فلکه تا بازار رضا و نماسازی کاذب دوطرف خیابان تهران که تعریض شده بود در مجموع سیما و روحیه ای متفاوت و غریبه نسبت به مکان به وجود آورد .
